۱۳۸۷ دی ۱۸, چهارشنبه


در فراگرد تاریخ از اب و برق و گاز و تلفن و کرایه ی مجانی وعده شده ی مرحوم ایت ...خمینی تا پرداخت هزینه و تاوان ناکارامدی مدیریت کنونی در ایران

( معضل ناکارامدی مدیریت کشور رنجنامه ایی که ان را طبقه متوسط باید بپردازد در روندی که نام ان تخصیص یارانه ها بطور مستقیم و ازاد سازی قیمت ها است.)
چکیده : در امد سرانه واقعی ایران از 1830 دلار در سال 57 به 1650 دلار در زمان حال رسیده در حالی که درامد سرانه ی ترکیه از 600 دلار در سال 57 اکنون به 10 برابر ایران رسیده . در حالی که درامد سرانه ی ایران اندکی بیش تر از کشور های افریقایی است . این سوال مهم پیش می اید ازاد کردن قیمت ها و افزایش تورم به بیش از 50 درصد چه معنا و مفهومی دارد
ایا ملت باید تاوان رفتار مازوخیستی و بیمار های روانی مدیریت کشور را بپردازد ؟
می خواستم در مورد بحران جنسی و چالش های ان بنویسم . اما مساله ی مهمتری اتفاق افتاده و ان دسترسی به اسناد و مدارکی است که از منظر حقوقی و مدیریتی در کشور حائز اهمیت بسیار است و ان
مقوله ی تخصیص یارانه های مستقیم برای دهک های پائین و فقیر جامعه است و ازاد شدن قیمت ها ( به تعبیر دولتی ها هدفمند نمودن یارانه ها )
دولت پیوسته اعلام می نماید که بیش از 50 درصد مصرف گاز – اب – انرژی و ... هر ان چه که به ان یارانه تعلق می گیرد توسط دو دهک بالای جامعه استفاده می شود و دهک های پائین کمترین بهره را از این یارانه دارند .
در این نوشتار به عدالت توزیعی و یا عدالت تخصیصی و ... پرداخته نمی شود .چرا که مقوله ای فراخ دامن با ابعاد و وجوه بسیار چشمگیر و مشکلات عدیده است .

اما گزاره های ذیل مورد توجه و عنایت می باشند :
1- از طبقه ی سوپر میلیاردر (اریستوکرات ) و رانت دار وابسته به حاکمیت که بگذریم که به هزار ان دلیل نه اطلاعاتی از انها وجود دارد و نه هرگز بدست خواهد امد به سبب نوع معاملات و شیوه های ثروت افرینی در فضای رانتی کشور و انجام معاملات مشکوک از پول شویی تا دلالی اسلحه و ... اخذ میلیارد ها تومان وام بی بهره و کم بهره .... اصولا دیگر در کشور ما طبقه ی ثروتمند چشمگیری نداریم . داشتن تعدادی واحد مسکونی و خودرویی که در دنیا مخصوص طبقات متوسط جامعه است و... ثروت محسوب نمی گردد .همچنان که داشتن منزلی واقع در جردن و یا مناطق بالای شهر در کلان شهر ها اثبات کننده ی ثروتمندی و برخورداری مردم غیر وابسته به حاکمیت نیست . اگر چه چنین برداشتی در حاکمیت شکل گرفته و ثروتمندی را بنا به منطقه ی جغرافیایی و ناحیه ی شهری تعریف کرده اند بی ان که بررسی نمایند شاید ارثی و...از گذشته باقی مانده باشد و... ما توزیع ثروت و درک ان را در هیچ کجای دنیا بر اساس منطقه ی جغرافیایی نداریم و چنین تصوری شگفت انگیز است .

2- طبقه ی ثروتمند وابسته ( کمپرادور قابلیت ان را دارد که در شرایطی که یک نفر ادم معمولی قادر به اخذ 2 میلیون تومان وام از هیچ بانکی نیست هزاران میلیارد حداقل در همین دولت نهم بگیرد و نه تنها ان که ان را پس ندهد بلکه فتوا نیز بگیرد که سود متعلقه بر این وام ها حرمت شرعی ( حرام ) بوده و سپس با ارتباطات ویژه اثبات عصر و حرج نماید ( ناتوانی در باز پرداخت ) که اغلب با پا درمیانی و باج دهی به مدیریت کلان به نوعی بانک ها از خصوصی تا دولتی ناچار با این گروه کنار امده و....و مساله مختومه می گردد . اما بخش غیر وابسته به حاکمیت قادر به چنین تنظیمی برای گریز از چپاول بیت المال نیست ...کدام شخص غیر وابسته به حاکمیتی را دیده اید که بتواند 85 میلیارد تومان وام برای صادرات پسته – منهدم سازی و زدن تشکیلات پسته ی رفسنجان بگیرد و بخواهد با ان با اقای رفسنجانی و طیف همراه ایشان رقابت کند و بعد ادعا کند که 40 میلیون دلار از پسته های ان نابود شده ( عصر و حرج ) و قادر به بازپرداخت ان نیست و....- بگیرد و سپس از ان در ساختاری وابسته به دولت نهم بگریزد و کسی هم جرات بازخواست نداشته باشد ... نمونه ها بسیار است .


3- بدین لحاظ پس از انقلاب و دشمنی ساختار مدیریتی با سرمایه داری و برخورداری از ثروت و ویران سازی این طبقه از سویی و گریز سرمایه در فرایند مصادره و ...ناامنی به سوی دیگر کشور ها از سوی دیگر . هیچ سرمایه داری غیر وابسته در داخل کشور شکل نگرفت علت ایستایی این سرمایه ها ان هم به شکل محدود ( توجه داشته باشیم که سرمایه مرز – اعتقاد – باور و... نداشته و در جستجوی ارزش افزوده برای تکاثر و انباشت به مناطق جذ اب می رود ) فقط ان بوده که قابلیت حرکت به سبب مشکوک بودن منابع تولید ان نداشته و خطر مصادره و ...به علت مسایلی همچون پول شویی و.. در خارج از کشور و شخصیت مالکان ثروت داشته و لذا این اندک سرمایه ی مانده فقط سرمایه های بی ابرو و حیثیت است که ترس از حرکت ان وجود دارد . پس از خودی ها است و خودی ها هرگز مشمول قوانین نمی شوند . نتیجه طبقه ی ثروتمندغیر وابسته و غیر بهره مند از رانت در اقتصاد سیاسی شده ی ایران به تعبیری منطقی وجود ندارد .

4- حال این کشور غیر از کاست رانت دار وابسته که دارای ثروت و مکنت بسیاری است فقط دارای دو طبقه ی عمده ی اقتصادی و اجتماعی است : الف : طبقه ی متوسط رو به زوال که اغلب متخصصان و صاحبان مشاغل خاص را شامل شده و لایه هایی از بازمانده های اشراف سابق را نیز در بر گرفته . این طبقه خود در راس هرم ان به سبب بورس های سیاسی و توجهات خاص به برخورداری وابستگان به قدرت سیاسی در اختیار نزدیکان به منابع قدرت است . را که پس از انقلاب ساختار سیاسی برای از بین بردن روشنفکری و تسلط بر ان بیشترین بورسیه های تحصیلی و تخصصی را به وابستگان به قدرت اعطا کرد .کمتر استاد دانشگاه و متخصصی ( استخدام شده بعد از انقلاب ) در جامعه دیده می شود که در پست مهم و نان و اب داری باشد ان هم از طیف مستقل و بدون وابستگی به ساختار قدرت . خود این طبقه دارای زیر شاخه ها و لایه های متعددی است .






ب - طبقه ی فرودست و محروم که از دانش اموختگان دانشگاهی غیر وابسته تا روستائیان و
بی سوادان را در بر می گیرد و البته روز به روز بر حجم و اندازه ی ان افزوده شده و از طبقه ی متوسط غیر وابسته به ساختار قدرت کاسته می شود .


بدین ترتیب همچنان که شرح شد . در ایران اسلامی فقط دو طبقه ی نیمه وابسته و کمتر وابسته به قدرت سیاسی وجود دارد که این دو طبقه هرمی را شکل می دهد که در راس هرم وابستگان به قدرت و در انتهای ان مردم بی وابستگی و بشدت فقیر شده می باشند .

اما در این طیف چه اتفاقی افتاده که به یکباره دولت نهم درصدد بر می اید که در میان سوگواران بر عزای خویشتن به سوگ و اندوه انان بیفزاید ؟

در واقع در ورای بحث درست هدفمند کردن یارانه ها – بحثی بجا در موقعیتی نابجا اما با هدف و مقصدی نادرست و ویران ساز – مهمترین مساله ان است که چگونه می توان از شر طبقه ی متوسط که در تمامی دنیا موتور محرک اقتصاد – پویایی – رشد – دانش – تحصیلات و... است خلاص شد . در واقع دولت نهم و نظام تمایلی اشاعه یافته به ان دارند که این طبقه را به هر نحو ممکن نابود سازند و بر تعداد متکدیان و گدایان محتاج دولت و ساختار افزوده و تدبیر و عقلانیت را ( خصلت های شکوهمند این طبقه در تمامی افراد وابسته و غیر وابسته به ساختار قدرت شبیه به هم نمود
می یابد ) بطور کلی منهدم نمایند .

به هر حال اگر طبقه ی ثروتمند و اندک را که امکان نداشته و ندارد در اقتصاد سیاسی ایران (ثروتمندی خارج از کاست قدرت باشد ) از رانت بهره ایی نداشته باشد و در ساختار قدرت تعریف نشده باشد . جدا نموده و انها را جز مالکان کشور (رانتیر – ارباب کل ) بدانیم که دست کسی و شخصی نمی تواند به انها برسد و.. اکنون دولت در میان دو طبقه ی دیگر متوسط و فقیر – هر کدام با لایه های مخصوص به خود –در هدفمند کردن یارانه ها دنبال چه هدفی است ؟

اگر قصد فقیر سازی طبقه ی متوسط را ندارد و عزم ان که این گروه از سازندگان و کار افرینان و دانش افرینان را با خاک برابر کند پس هدفش چیست ؟ با عنایت به ان که اشراف حکومتی بالاتر از ان هستند که اولا دست کسی به انها برسد و ثانیا یارانه ها برای انها مهم نیست .
چرا باید دولت نهم و ساختار مدیریتی به یکباره اراده ی منهدم سازی طبقه ی متوسط را اتخاذ کند در حالی که در تمام دنیا کوشش عمده بران است که این طبقه توسعه یافته و بر تعداد انها افزوده شود تا جامعه پویایی و تحرک یافته و توسعه استحصال گردد .؟

علت چنین گرایشی را باید فقط در ان دانست که اصولا دولت نهم و مدیریت کلان به سبب عدم تخصص و فقدان کار ایی نمی تواند وجود طبقه ایی هوشمند و متخصص را در هر طیف و تفکری را بپذیرد . چرا که وجود و توسعه ی طبقه ی متوسط به معنای حذف این ساختار ناکار امد و بحران ساز و ارباب منشی است که با دانایی طبقه ی متوسط سازوگار نیست . مدیریت کشور اراده ی ان دارد که با افزایش فقرا و انهدام طبقه ی متوسط در عمل همه ی کشور را تبدیل به متکدیانی جیره خوار ی نماید که در هیچ حالتی جرات تفکر و بیان حقیقت و واقعیت را نداشته باشند و در یک گذار تاریخی فرصتی برای تعقل و اندیشه سازی هرگز پای نگیرد .
و اگر نه چه دلیلی دارد که در کشوری که متوسط درامد سرانه با دلار برابر شده با یورو و ین ژاپن کمتر از 1650 دلار است بخواهند همان اندک روشنایی بازمانده را منهدم سازند ؟. در کشوری که در طی 30 سال مدیریت ارزشی و معنا گرا میزان درامد سرانه از 1850 دلار سال 1357 ( اخرین دوره ی حکومت شاه ) کمتر شده وبه 1650 دلاررسیده – ترقی معکوس - و هزینه ی زندگی و کیفیت ان بشدت تنزل نموده و با فشار بی پایان به روح و روان جامعه بیش از نیمی از مردم با مشکلات روانی و استرس زندگی می کنند این طرح در جستجوی چیست ؟
.... و در حالی که ترکیه ایی که در سال اول انقلاب درامد سرانه ی ان ( بدون وجود نفت – بدون وجود مدیریت ارزش گرا و...) 620 دلار بوده و اینک به بیش از 24000 دلار رسیده و.... در حالی که درامد میانگین سرانه ی ایران اسلامی از خیلی از کشور های فقیر و بحران زده ی افریقا هم کمتر شده و با وجود دریا ها و اقیانوس هایی از منابع اولیه از نفت و گاز تا سنگ و دیگر کانسارها ... حال مدیریت چراعزم ان
دارد که یارانه ها را هدفمند و قیمت ها را بطور دلخواه ازاد سازند ؟

{توضیح : در قیمت گذاری بنزین هنگامی که سهمیه ای شد گفتند که به سبب ارزانی بنزین ایران و .. قاچاق می شود ..گفتند به نسبت قیمت جهانی پائین است . اما همین بنزین اکنون که قیمت ان در کل دنیا در بازار های ازاد به کمتر از 270 تومان رسیده در ایران اسلامی همچنان 400 تومان باقی مانده و می گویند این قیمت تمام شده ی بنزین برای ما است پس ملت هم ناچار باید ان را به همین قیمت بخرد .}

به هر روی هدف مند کردن یارانه ها بسیار عالی است . بسیار دیدگاه خوبی هم هست که واقعا قیمت های همه ی کالاها و خدمات جامعه همسان دنیا شود – بخصوص شبیه کشور های منطقه ی خلیج فارس گردد که دولت و مدیریت بر ان تکیه دارد – اما
اما
اما هیچ کس ظاهرا نمی بیند و یا نمی خواهد ببیند که به سبب مدیریت عالی کشور های حوزه ی خلیج فارس و حتی دنیا ( میانگین جهانی ) درامد سرانه ی مردم ان کشور ها چقدر است و منابع ملی انها چقدر بهره وری دارد .
{بدیهی است که اگر شما در اقتصاد سوئیس با میانگین درامد سرانه ی 42000 دلار و فاصله ی طبقاتی بسیار اندک کمتر از 5 ( یعنی بالاترین ثروت و میزان برخورداری رئیس جمهور و یا یک فوق تخصص با یک رفتگر فقط 5 برابر است اگر رفتگر 100 تومان دریافتی داشته باشد رئیس جمهور و یا ان فوق تخصص 500 تومان درامد و دریافتی دارد ) است . در حالی که این مقدار تفاوت بنا به گفته ی وزیر رفاه در ایران با احتساب اقتصاد سیاسی – عدم شفافیت اماری – فقدان درستی و راستی در امار دهی – معضل ناراستی مدیریت در ارایه ی امار و... 16 اعلام شده که دو برابر میانگین جهانی ( 8) می باشد . مساله ایی که در واقعیت جامعه خیلی بیشتر از ان بوده و گمانه ها عدد 36 را بیان می دارد ( یعنی دریافتی پائین ترین درامد از بالاترین ان بنا به گفته ی اقای مصری 16 است . حال در نظر داشته باشید بیکار ها و کسانی که فاقد شغل بوده که بیش از 25 درصد کل کشور – در رده ی گروه بالغ و جویا ی کار - را در برمی گیرد ... }

بدین لحاظ اگر قیمت ها بخواهد ازاد باشد ابتدا باید سطح و میزان درامد سرانه افزایش یابد
– فاصله ی هولناک طبقاتی کاسته شود – هزینه ها و درامد های ملی شفاف شده – مردم میزان بهره وری و کارایی مدیریتی را بتوانند مشاهده نمایند .
اما چگونه می توان قیمت ها را ازاد کرد در حالی که با اقیانوسی از نفت و گاز 25 درصد بیکاری و درامدسرانه ایی بسیار اندک داریم ؟
ایا ان گاه مردم از مدیریت کلان جامعه نخواهند پرسید که ثروت ملی که مال همه ی ملت ایران است و متعلق به هیچکس و هیچ مقامی نیست چگونه صرف می شود ؟
انگاه باید کسی جواب دهد که هزینه های خارجی برای بحران زایی جهانی – هزینه های تسلیحاتی – هزینه های سرباری ناشی از ناکارامدی سیاست خارجی و جبهه گیری نابخردانه در روابط بین الملل که موجب افزایش هزینه های زندگی و کاهش کیفیت سطح زندگی ملی شده از کجا و چرا باید شکل بگیرد در حالی که فقرا فقیرتر و طبقه ی متوسط نابود ... می گردد
چگونه می توان در چنین شرایطی که درامد سرانه بشدت اندک و تولید ملی ناچیز – هزینه های سیاسی و اقتصادی مدیریت کلان بسیار – ناکارامدی ساختار وحشتناک و.. است نسبت به حذف یارانه ها اقدام کرد ؟

ایا اصولا درکی منطقی و درست نسبت به طبقات و اقتصاد سیاسی کشور وجود دارد که بخواهیم با هدفمند ساختن ان اقتصاد کشور را نجات داد ؟

چنین به نظر می رسد که همچون مدیریت توهم زده ی کشور متاسفانه اقتصاد دانان وابسته – که البته چشم انداز کنونی اقتصاد ایران برایند تفکر و خرد انها است – با نادانی و بلاهت تمام کوشش می نمایند اخرین بارقه های امید در نجات زندگی مردم را نابود سازند و شگفتی تاریخ در ان است که از کسانی که مدرک انها و میزان عقلانیتشان محل تردید و اما و اگر های بسیاری است و 30 سال این کشور را بیشتر به ورطه ی استهلاک و ورشکستگی کشانده اند . حال بعنوان متخصص لایحه ایی برای هدفمند تر کردن فقر توسعه یافته ی ملی استفاده می نمایند .شگفتا ...

به روی این ظرفیت شگفت انگیز مدیریت کشور در تسری بحران و فقر و بیچاره گی ملی در تمام سطوح چنین به نظر می رسد که اهداف دیگری نیز دارد :

1- فقیر تر سازی مردمی که اندکی درامد انها بطور میانگین از انگولا بیشتر است .

2- ملتی نشسته در کشتی ایی از طلا از گرسنگی دارند رنج می کشند ( نفت برای همه باعث ثروت و رفاه جمعی شد و نفرین منابع فقط به خاطر سومدیریت سیاسی دامن ما را گرفت . ثروتی که برای همه صلح در پی داشت برای ما سیاه مست بازی تعدادی جاهل در صحنه ی بین الملل به همراه داشت و این بر گرسنگی و رنج ملت افزود )


3- نابودسازی طبقه ی متوسطی که به نسبت فقرا داخلی ( کسانی که در زیر خط فقر و زیر خط بر اساس صفر فارنهایت زندگی می کنند و... سالیانه بر تعداد 9 میلیون پرونده ی ورودی به قوه ی قضائیه می افزایند ) متوسطند ولی در سطح دنیا به نسبت تمامی جوامع همسایه ی نفتی خود از گرسنه ها گرسنه تر می باشند .
4- توسعه ی خدمات اربابی مدیریت کلان برای برده سازی همه ی ادم هایی که وابسته به کمک های دولت برای زندگی دردناکشان نیستند و...

5- پرداخت هزینه ی ناکارامدی و فقدان عقلانیت مدیریت ملی در استفاده از منابع مالی به بهای فقیرتر شدن ملت


6- افزایش بهره برداری مدیریت مازوخیست و خشونت طلب و بحران زا ی ملی از فقر ملت در راستای بکار گیری انها در چالش ویرانگر در برابر جهان

7- چپاول ثروت ملی و غارت اندک سرمایه ی مردم توسط دولت با کمک کسانی که در طی 30 سال این بلا را بر سر کشور اوردند و حال خود را اقتصاد دان می دانند ( تعدادی نادان که روابط ارگانیک در تولید ثروت و تحرک اجتماعی را نمی دانند و بخاطر اندکی پول شرف مدرک قلابی و بی بنیان خود را نیز به ثمن بخس می فروشند و..)


8- تحقق ارمان های رهبر فقید ایران مرحوم امام که فرمودند هنگام انقلاب که :

اب – برق – گاز – تلفن مجانی باید بشود و پس از انقلاب این کار را انجام خواهیم داد .
رایگان بودن اب – برق – گاز – تلفن برای ملت در انقلابی شکوهمند اینک در تعبیری خوابی چنین دهشتناک تفسیر شده و حال باید فقط بحال خود گریه کنیم و....

مساله اینک این است
برای ملت بزرگ و تمدن ساز ایران مرحوم
ایا پس از این فاجعه ی در شرف وقوع زندگی باز هم جاری و ساری خواهد بود
مساله این است
بودن و یا نبودن ؟

به هر حال شاید هم زیاد تفاوتی نکند چرا که اکنون که هزینه ی ناکارامدی مدیریت ایران اسلامی را می پردازیم بعد هم هزینه های بحران زایی و اشوب طلبی را هم خواهیم پرداخت .ارمان های رهبر فقید و مرحوم شده ی انقلاب در مجانی شدن بنیاد های زندگی را هم
می پردازیم .
جیره خوار و گدای ارباب کل ( مدیریت کشور ) هم می شویم .
تامین کننده ی منابع مالی بحران سازان دنیا هم می شویم
اما بعد
اما بعد
اما بعد ایا ملتی این چنین خوارو تحقیر شده و مفلوک و اواره خواهد توانست در دفاعی سرزمینی حداقل برای بقای نظام مشارکتی همه جانبه داشته باشد ؟

ایا به هنگام وقوع بحران و شورش در کشور از امریکای لاتین و فلسطین و... کسی برای نجات ایران خواهد امد ؟
ایا با افزایش فقر و نابودی طبقه ی متوسط ( به نسبت فقرای کشور ) دیگر کسی برای توسعه ی ملی وجود خواهد داشت که کاری انجام دهد ؟

ایا مگر نه ان که با طرح یارانه های نقدی بر 30 درصد تورم 20 درصد دیگر افزوده شده و تعداد بیشتری از مردم بحران زده ی مفلوک بیچاره تر خواهند شد و مگر نه ان که مادام که فقر گسترش و توسعه می یابد بر رفتار های پر خطر افزوده شده – فحشا – اعتیاد – بیکاری – جنایت – زنا – تجاوز – و... افزوده شده و همچنان که روایات می فرماید از یک در فقر وارد می شود و از ان در ایمان می رود . در چنین شرایطی ایا نظامی با عنوان جمهوری اسلامی ایران قابلیت و توان بقا خواهد یافت ؟


پایان بخش اول

{{ به بهانه ی جنگ در غزه راهی بی پایان در انتهایی سخت . یهود همیشه قربانی در بحران های اقتصادی دنیا و ایران همیشه متهم در بی گناهی مردمانی همواره پاکیزه دست و... در هیچ شرایطی یک ایرانی عملیات انتحاری انجام نداده و نخواهد داد . اما همواره متهم است شاید از ان روی که مدیریت این کشورهیچ چیز از دیپلماسی نمی داند .چرا ؟؟؟}}
چه کسی از نبرد ایران و اسرائیل سود خواهد برد ؟
ما کی هستیم ؟
ایرانیان شبیه به امریکایی ها و یا امریکائی های شبیه به ایرانیان ....
چرا با اسرائیل دشمنیم
درحالی که از منظر ژئو استراتژیک متحد واقعی و همیشه گی ایران است ؟
چرا ما چند پاره ایم ؟
چرا ما بیشترین رابطه فکری را با اسرائیل داریم ؟


{ خدا نبود
خدا نبود وقتی که اشک ها جاری شد
خدا نبود
خدانیست وقتی که ستم فراگیر می گردد
خدا می گرید با گریه های ما }
جامعه ی ایران از دیدگاه ها ی مختلف دارای روحیات و همذات پنداری های بسیاری است . ایران به سبب وجوه مختلف در حیات اجتماعی دارای گسست ها و شکاف های فزاینده ایی است که هیچ کس به ان توجه ندارد .
جامعه ی ایرانی ( نه دولت و حاکمیت ) دارای رفتارها و شخصیت های ویژه ایی است . رفتارها و کنش های خاصی که در هر مقطع یکی از انها بروز و نمود می یابد
پیش فرض :
چرا در هر جنگی و بحرانی در اروپاو اسیا همواره قوم یهود باید تاوان پس دهد و مورد ستم مضاعف قرار گیرد ؟ در فرایند جنایت و درک وقایع مرتبط با ان همواره یک مساله مورد عنایت بسیار است و ان این که چه کسی از این مکانیزم سود می برد
وقتی که قتلی صورت می گیرد اولین پرسش کاراگاهان این است . چه کسی از این قتل بهره می برد ؟
حال مساله ی مهم این است چه کسی از نفرت و نبرد با یهود یان سود می برد ؟
ایا مسلمانان از یهود ستیزی سود می برند ؟
جوامعی که هیچ ندارندو هیچ منافعی خاص تعریف شده نتوانسته اند در طی سالیان انقلاب صنعتی طراحی و تعریف کنند چگونه می توانند از مرگ و نیستی یک ملت و قوم سود ببرند ؟
به تعریف دیگر ما از مرگ یک مکزیکی و یا یک نفر در فیجی و یا گینه ی بیسائو ( همان کشور هایی که جمهوری اسلامی با تلسکوپ هابل انها را پیدا می کند شکمشان را سیر می کند و بعد نمی دانند که چرا به انها کمک کرده اد و چه می خواسته اند و رها می شوند و...) و چه سود و یا ضرری می کنیم – فارغ از بحث انسان دوستی و بشر دوستی غرض فقط منافع ملی و اجتمای است – بودن و یا نبودن کشوری همچون گینه و یا گویان چه حادثه ای برای مناع و بهبود ملت مااست ؟
از نگاهی دیگر هیچ بده را به هیچی ستان چه کار ؟ ما حتی از بودن و یا نبودن کشوری مثل یمن و حتی افغانستان که حیات خلوت ما است نه سودی می بریم و نه از دشمنی انها منفعتی متصور است .دوست که باشیم چیزی برای انها نداریم و دشمن هم که باشیم جز تعدادی دیوانه ی مازوخیست و خود ازار تروریست چیزی نمی توانیم به انها بدهیم و یا بگیریم .
در واقع کشور مثل ایران و اصولا تمامی کشور های با اقتصاد مبتنی بر فروش مواد اولیه نمی توانند برای هم منافعی داشته باشند . ما باید از افغانستان یا عراق ( تریاک پدیده ایی شاخص و قابل احترام است برای بعضی از بزرگان که در حوزه ی این مقال نیست و...) وارد کنیم و نفت اندکی به انها بدهیم . از عراق چی را باید مورد معامله قرار دهیم ؟ نفت بدهیم و باز همان نفت را بگیریم ؟ چیزی برای معامله نیست پس منفعتی و سودی و همبستگی برای بقا وجود ندارد . بودن و یا نبودن ما و انها برای هم چه ارزشی دارد ؟
ایا جز ان است که عمده ترین مشتریان مواد اولیه در دنیا کشوره ای توسعه یافته و خرد ورز می باشند ؟ هم ما و هم عراق و افغانستان و ... ناچار منافع مشترک و خاصی با جهان توسعه یافته داریم . این پاراگراف شرح شد تا بدانیم که ما در محو و یا بقا اسرائیل و هر کشور دیگری منفعتی نداریم و ضرری هم از انها نمی تواند متوجه ما شود . اما وجود و یا نابودی امریکا – المان – ژاپن – و... برای همه ی ما و بقا ملت ها ی تک پایه ی اقتصادی اهمیت بسیاری دارد . چه ان که فقدان انها معادل است با عدم خرید کالا های ما – مواد اولیه – که برای خودمان و دنیای عقب مانده ارزشی ندارد و قادر به فراوری و استفاده از ان نیستیم و نیستند ...
بدین لحاظ بودن و یا نبودن اسرائیل و ... واقعا برای ملت و جامعه ی ما چه اهمیتی دارد و ما برای انها چه اهمیتی داریم ؟
( البته طوری در رسانه های داخلی ایران مطرح می شود نقش و کارکرد ایران که تو گویی تمام دنیا فقط به ما نگاه می کند و ان قدر بیکار است که ما را ارزیابی کند . ما – کشوری – که نفت داریم و مقداری پوست و روده که اگر انها را نخرند مثل حالا که نفت را نمی خرند بیچاره می شویم و از گرسنگی می میریم ...)
مساله چرا در هر بحران و جنگی این ملت و قوم بیچاره ی یهود قربانی است – در جشن و عزا سرش را می برند – چرا و چه کسانی از ان سود می برند ؟
ما که نمی توانیم – حتی اگر بخواهیم از محو و یا نابودی اسرائیل و ملت یهود دنیا – سودی داشته باشیم . اعراب هم که از ما بدترند و باز اگر همان کشور زیبا را به انها بدهند دوباره ان را می فروشند همچنان که در ده ها سال ان را به یهود یان فروختند و باز ادعای مالکیت می کنند .
بگذریم در جنگ اول و دوم جهانی – در تمامی شورش های اورپا از انگلیس قرن 18 تا شورش های امپراطوری اطریش – مجارستان همواره این یهودیان بودند که قربانی بحران ها می شدند و شدند . چرا ؟
یهود یان درست شبیه به شیعیان دارای رساله ی عملیه ایی در اداب انجام فرایض دینی می باشند – تلمود – و از ان مهمتر قومی با همگرایی و دانایی بسیار بوده که از سایر سامی ها خلاقیت و نبوغ بیشتری داشته و حتی در استحصال ثروت و دانش از اقوام هند و اروپایی برترند به لحاظ نوع جهان بینی و نگرش خاص به ثروت ( همچنان که شیعیان در میان دیگر مسلمانان از هوش و ذکاوت فزاینده تری برخوردار بوده و در شرایط فرصت برابر صد ها برابر یک سنی مذهب پول و دانایی بدست می اورد . از طرف دیگر کاملا همگرایی دینی داشته و بیشتر از ان که فرد گرا باشند به لحاظ دینی جمع گرا می باشند .
جمع گرایی اعتقادی – دانایی و ذکاوت برامده از جبر و ستم تاریخی در هر دو گروه شیعه و یهود سبب گردیده که به شکل سنتی با اقتصاد فرد گرای لیبرال منافات ماهوی داشته باشند . اما یهودیان به سبب گسترش و تمرکز در اروپا و دست یابی به ثروت بسیار ان جوامع و نبوغ نظرگیر در مدیریت سرمایه و دانایی در تمامی شورش ها و انقلاب ها و جنگ ها مورد تعرض و ستم قرار گرفته و می گیرند چرا ؟ بدان سبب که ثروت انها در اختیار دیگران قرار گیرد . از همین روی اروپا – به خصوص انگلیس – با درک این رفتار همگرایانه و نبوغ بسیار قوم یهود با نقشه ایی خدعه امیز قوم یهود را از تفرق منجر به ثروت اندوزی به تجمعی سرزمینی واداشت تا سرمایه هایی خود و دیگر مسیحیان را حفاظت کند . اما کجا بهتر از مرکز شیعه افرین شرق مدیترانه جایی که اولین شیعیان ( فاطمی ها ی مصر ) – لبنان ( عالم پرور ) – جبل عامل مهد نبوغ شیعی – سوریه ... قرار دهد .
بدین سان به لحاظ تفکری دو قطب مخالف هم ولی با قدرت و توانایی فکری و نبوغ بسیار را کنار هم فرار دادند تا
1- قدرت یهودیان را در اورپا کم نمایند
2- از قدرت شیعیان در اندیشه سازی بکاهند چرا که اثبات گردیده بود که این دو اندیشه ی جمع گرا و توانمند در برابر ناملایمات فقط قادرند همدیگر را خنثی سازند
3- ارتباط تاریخی و اهمیت ایرانیان کهن نزد یهودیان که همواره ایرانیان و حاکمان ان در دوران تاریخی از بابل تا حکومت رومی ها کمک دهنده به یهودیان بوده و نقش منجی برای انان ایفا می کرده است پارادکس شگفتی از عشق دیرین و تقابل شکل می داد
4- رقابت همواره میان دو گونه ی همسو ( به لحاظ زیستی گندم با جو بیشتر است در دریافت منابع تا گندم با چغندر) همیشه جنجال برانگیز تر و بنیان برافکنانه تر است . پس قرار گیری این دو ائدولوژی در مجاورت همدیگر همان کاری را می تواند انجام دهد که تقابل عثمانی با صفویه انجام داد و سرانجام با انهدام عثمانی و تضعیف صفویه این اورپا بود که از این حادثه بهره گرفت و از شر عثمانی که تا پشت دیوار وین گسترش یافته بود جلوگیری کرد .
5- از این روی همواره و در هر شرایطی ذبح یهودیان فقط یک برنده در قرون اخیر داشته و ان اورپائیان بوده اند .

بدین سان در فراگرد تاریخ مشاهده می شود که یهودیان در هر شرایطی به ویژه به هنگام بحران های اقتصادی و فشار بر روی دولت های اورپایی مورد تعرض و هجوم قرار گرفته اند .
پس از قحطی و گرسنگی بزرگ لندن و انگلیس این یهویان بودند که غارت شدند . پس از بحران اقتصادی برامده از پیشرفت پروس و تشکیل دولت المان و بحران پیامد ان در طی جنگ جهانی اول باز یهودیان در سرتاسر اورپا مورد تجاوزو غارت قرار گرفتند و پس از بحران بزرگ اوروپا و امریکا در 1933 و فقر و گرسنگی اوروپا در 1940 این یهودیان بودند که مورد غارت و کشتار دسته جمعی و چپاول واقع شدند . با این نگاه ایا طبیعی نیست که باز در فردای بحران بزرگ اقتصادی در دنیا ( اکنون ) این یهودیان باشند که در معرض هجوم عوامل اوروپا در منطقه – اعراب – قرار گرفته و با ورود به جنگی ناخواسته تاوان بدهند ؟
اما این تمام مساله نیست
مساله ی مهمتری وجود دارد . هر دو نوع تفکر شیعه و یهود در طول تاریخ پیدایش همواره اقلیت – مورد ستم – و اواره بوده اند . فصل مشترکی از تاریخی در جریان .اما در ورا این مسائل حاد این هر دو تفکر که با شیوه ایی تقریبا یکسان در جامعه ی خود حکومت می نمایند ( با این تفاوت که اسرائیل لیبرال تر و ازاد تر از ایران کنونی بوده و دارای حکومتی دمکراتیک و مردمی است با درامد سرانه ی بسیار بالایی علی رغم سالها نبرد و بحران و...)
شایان توجه : هر دو ملت اسرائیل و ایران دارای علایق مشترکی در امریکا دوستی و به نوعی اتحاد استراتژیک نانوشته ایی با ایالات متحده ی امریکا هستند اگر چه دولت و نظام کنونی ایران عزم القا امریکا ستیزی دارد اما منافع مشترک و راهبردی مانع از ان است که در علایق ملت ایران به ویژه روشنفکران ان نسبت به امریکا تردیدو خدشه ایی وارد شود - امریکایی که مهد تمدن – عقلانیت – حضور تمامی نخبگان جهان – چند ملیتی و فراملیتی و فرامذهبی است – از این روی بر اساس دشمن دشمن من دوست من است .به سبب دشمنی امریکا با نادانی و افراطی گری جاهلانه هردو ملت دارای علایقی (به سبب ترس از وهابیون تروریست ) یکسان نسبت به امریکا دارند .
با این همه این تاریخچه از ان روی بیان شد که به این مبحث بنیادین برسیم که اینک جامعه ی ایران در چه شرایطی قرار دارد و نسبت دشمنی ها و دوستی ها در سطح بین الملل چگونه است .
ایران اسلامی پس از انقلاب دچار تناقض و بحران فزاینده ایی در تعریف و تفسیر منافع ملی و نقش راهبردی در منطقه شد . روند رو به رشدی که همچنان تداوم داشته و قادر به حل ان نیستند .
علل این تعارض و پارادکس در چیست ؟
1- به سبب چندگانگی برامده از انقلاب ائدولوژیک در ایران و خصلت شیعه در تقیه و سابقه ی تاریخی و خصلت روشنفکری و هوشمندی در ایران چند گانگی شخصیتی پدیدار گردیده است . خوب در کتابت و نوشتار عین و برابر نهاده ی همان مفهوم در عمل نیست . یعنی در ایران چیزی و مطلبی گفته می شود ولی عمل دیگری صادر می گرددو یا عمل دیگری انجام می گیرد .{ با این همه علی رغم بحران در رفتار و اندیشه ملاحضه ی این مساله مهم است که هیچ ایرانی تا کنون عملیات انتحاری نداشته و اصولا با هر نوع افراطی گری مخالف است . از ان مهمتر ان که جامعه ی اهل سنت ایران که ظاهرا سنی می باشند به لحاظ ظرفیت عقلی و نژادی – اریایی تباری – ان چنان خصلت های شکوهمندی از ادب . عقلانیت . شعور سیاسی یافته اند که ان ها را از بقیه ی جهان جدا می سازد . به تعبیر دیگر اسلام در ایران تفسیری نژادی – تاریخی یافته علی رغم ان که یک گروه خود را شیعه ( حد نهایی افراط برای تمایز ) و گروه دیگر سنی ایرانی (
حد متعارف و متوازن همسویی با بقیه ی دنیای اسلام ) نام گرفته اند . در شرحی دیگر هیچ ایرانی تباری در دنیا پیدا نشده که خود با عملیات انتحاری و دیگر کشی ( چه شیعه و چه سنی ) خرد و شعور خود را تنزل داده باشد .}
2- چند پاره گی رفتاری به تفکیک اندیشه ایی مبدل شده با همان کارکرد و تعامل خاص ایرانی ( تفاوت میان رفتار با اندیشه و اندیشه با بیان )
3- درک عمیق منافع ملی توسط خود مردم علی رغم عدم فهم ان توسط حاکمیت و دولت ها در ایران اسلامی
از این روی اینک در ایران اسلامی شاهد چند رفتارو کردار به ظاهر متعارض و متناقض می باشیم :
الف - دولت رویه و ساختاری شبیه به دولت اسرائیل اتخاذ نموده با همان رفتار – همان کردار و همان نوع دیپلماسی اما با نهایت بیان دشمنی با اسرائیل ( بیان در ایران با رفتار و رفتار با اندیشه متفاوت است . در ایران وقتی می خواهند کسی به خانه ی انها نرود تعارف زیاد می کنند . اما اگر مایل به پذیرایی از میهمان باشند با تعبیری مثل غلط کرده ایی – بیخود – گ...می خوری و...صمیمیت خود را نشان می دهند که مخالف ادب و حرمت به نظر می رسد )
ب- ملت دقیقا الگوی زندگی امریکایی را با خصلت های خاورمیانه ای ان در اینده نگری ( به سبب عدم اطمینان به کارایی نظام ها و دولت ها اینده نگری اقتصادی در ایران بیشتر از هر جای دنیا مشهود است از مسکن تا ...) پیاده کرده و عمل می نمایند . در ایران امروز کمتر کسی را در طبقه ی متوسط که موتور محرکه ی جامعه – عقلانیت – ثبات – کارافرینی – دانایی و... می توان یافت که با نظام همسو بوده و در کنار نظام بر شعار هاییی خاص بایستد . طبقه ی متوسط ایران فقط به اقتصاد خود می اندیشند درست مثل امریکایی ها و هیچ علاقه ایی به سیاست ندارند و هیچ تلاشی در راستای پرستیژ دولت و یا نظام انجام نمی دهند مگر از باب اینده نگری و فرصت یابی برای بهبود وضع اقتصادی خود .
( توجه داشته باشید که در سر اسر دنیا این طبقه ی متوسط هستند که تمامی بار اندیشه – عقلانیت – پیشرفت – تحصیل – بهره وری – دانایی و.. را بردوش داشته و در ان اثر گذارند . چرا که طبقه ی بالا ی اجتماعی و یا مرفه به سبب برخورداری از ثروت نیازی به پیشرفت احساس نمی کنند و طبقه ی فقیر هم به سبب ناکامی غرق در فساد و بحران روانی و...می باشند . البته این هم درست است که نظام فعلی ایران دانسته و یا نادانسته طبقه ی متوسط یعنی موتور حرکت اجتماعی را نابود کرده و اندک باقی مانده های ان را نیز در حال ویران سازی است گویا هیچ عاقلی و جامعه شناس متبحری در این ساختار نیست . نظام و بخصوص دولت نهم بجای تقویت طبقه ی متوسط به درمان بحران های برامده از فقرا می کنند اما راهی برای گذار انها به سمت طبقه ی متوسط انجام نمی دهند . تمایلی برای پایداری در فقر بشدت نمایان است )
ج- طبقه ی فرودست و بحران زده که به سبب شعار ها و نوع رفتار نظام دقیقا در حال گذار به سمت تغیر رفتاری و همسازی با جوامع خاورمیانه می باشند . در این عرصه خود نظام نیز وارد این چرخه شده . چرخه ایی از بیماری مازوخیستی که رنج کشیدن و رنج بردن قاعده ایی پسندیده گریده و بشدت تمایلات بیمار گونه ی روانی در بحران زایی و چالش افرینی در انها تشدید گردیده .( در خاورمیانه از عربستان تا فلسطین و از افغانستان تا عراق و... تمایلی حاد به سمت رنج کشیدن مازوخیستی بروز نموده و اقبالی عظیم به افزایش محنت برای خود و دیگران نمایان است . بیماری هولناکی که در حال سرایت به ایران (در طبقه ی محروم ) می باشد .این بیماری مسری در یک نوع توان افزایی بین دولت نهم و طبقاتی از گروه های پائین نمودی تشدید شده یافته . ( ناکامی های پیاپی در زندگی شخصی و فقدان تخصص همچون دولت سبب گردیده تمایلی هولناک در ویرانسازی خود و جمع شکل بگیرد و دامنه ی گسترش یافته ای از اعتیاد تا تجاوز و در ان سو از عملیات ... مشهود است )
بدین لحاظ نگرش دولت نهم به طبقات خاص فرودست و حضورش در روستا ها و شهر های کوچک و احداث هزاران بنا و سازه ی بی استفاده و ناکارامد در مناطق دور افتاده و غفلت از شهر های بزرگ و مهم ( کلان شهر ها ) و افزایش کمبود های زیرساختی نمودی از این بحران ناکامی و ویرانگری به سبب فقدان تخصص است . هر چند دولت نهم ونظام ان را به خدمت تفسیر می نماید و در صدد گسترش فقر داناییو ثروت وناکای عمیقی است که از ان پشتیبان بسازد برای انتخابات اما در اینده ایی نه چندان دور این معضلات با ویرانی کشور و انهدام ساختار مولد ثروت و دانایی یعنی طبقه ی متوسط خود را نشان خواهد داد و با نابودی نظام و کشتاری گسترده توسط لمپن های پرورش یافته شکل دیگری از این نادانی را به نمایش خواهد گذارد .
به هرروی اینک جامعه ی ایران به 3 گروه فکری – رفتاری خاص علی رغم شعر ها و بیانات تقسیم شده
1- انان که ائدولوژی همگرای یهود تباری را در نظر دارند ( دانسته و یا نادانسته )
2- گروهی که رفتار های اجتماعی و اقتصادی الگوی امریکایی را عمل می کنند .
3- گروه بحران افرین و مازوخیستی که رنج کشیدن را طلب کرده و از رنج خود و دیگران مثل اعراب و... لذت
می برند
خلاصه ان که در چنین تناقضی اشکار انچه که کاملا مشهود است و سبب نگرانی بسیاری از متفکران گردیده محو طبقه ی متوسطی است که موتور محرک جامعه بوده و رفتاری با الگوی امریکایی دارند .
به لحاظ روابط راهبردی باز هم این ملت یهود خواهد بود که تاوان عقل اقتصادی خود را در بحران اقتصادی کنونی جهان خواهد پرداخت و همچنین ایرانی که بیشترین شباهت ساختار حاکمیتی را با اسرائیل و به لحاظ الگوی رفتاری با امریکاییان داشته و در میان مردمان منطقه به روشنفکری و خلاقیت مشهور است
ایا نمی توان راهی پیدا کرد که از در غلتیدن کشور به دامچاله ی بحران طلبی مازوخیستی نجات یافت . اتشی که دود ان برای همیشه و همواره به چشم خودمان خواهد رفت ؟
چرا درصددیم رنج بکشیم و رنج را مضاعف شده تسری دهیم ؟
چرا باید از الگوی خاورمیانه ایی وهابیون و سلفی ها و تکفیر ی های مازوخیست و خود ازار و دیگر ازار استفادهکنیم و ملت مان را نیز به رنج کشیدن عادت دهیم ؟
ایا سنخیتی میان این ملت امریکایی رفتار با مازوخیست های بحرا طلبو اشوب افرین وجود دارد که دست به قماری می زنیم که می دانیم نابود خواهیم شد ؟
ایران به ویژه طبقه ی متوسط ان علی رغم ان که هزاران اتوبوس برای انتقال مردم به استقبال مدیران ارشد نظام برده
می شود و علی رغم ان که کارمندان و دانش اموزان و...را ملزم به شرکت در این خیمه شب بازی می کنند نمی تواند راه دیگری را برای بقا برگزیند مگر همان راه امریکائیان در رفتار های اقتصادی . هر چند که شعر های دیگری را به ناچار سر دهد .( تفاوت ایرانی در رفتار با کردارو کردار با اندیشه مساله ایی است که در طول تاریخ باعث بقا شده باید همواره مورد توجه قرار گیرد ) اما
اما این ظرف کژ و معوج ناگاه منهدم خواهد شد و ما در خواهیم یافت که ناگاه چه زود دیر می شود . درخواهیم یافت که اسرائیل چه نعمتی بوده برای ایران که قدر ان را ندانسته ایم . وقتی به ارزش های وجودی اسرائیل پی خواهیم برد که امارات متحده ی عربی به سبب نادانی و بی توجهی ما به منافع ملی و راهبردی جزایر سه گانه را تصاحب کند و ما در عنادی خود خواسته رنجی به رنجهای خود بیفزاییم و درک کنیم که چرا عمری را بی خود در راه رنج کشیدن و رنجاندن دیگران کوشیده ایم ....

۱۳۸۷ دی ۹, دوشنبه


۱۳۸۷ دی ۸, یکشنبه

وقتی که بوش بزرگ نباشد . وقتی که امریکا برود ....جنگ از غزه تا پاکستان هم اغاز می گردد...
چو میدان شود خالی از نره شیر/ شغال گر گردد در ان دلیر

( تحریف شعر فردوسی بزرگ)
وقتی که ایالات متحده ی امریکا نباشد و توازن سازی همچون بوش و خانم رایس نباشد . وقتی که امریکا سر در گریبان خود فرو بردو به خود بیندیشد میوه های باد کاشته شده توسط پدرخوانده های خاورمیانه در درویی زود هنگام طوفانی از خون و نفرت را ببار خواهد اورد . مساله ایی که با حضور و اقتدار مردان و زنان شیر د لی همچون
اقای بوش و خانم رایس ( اصولا نو محافظه کاران ) طوفان هم از انها می ترسید و پدرخوانده ها از بیم انان جرات سر براوردن نداشتند . دریغ که امریکای بوش . امریکای حافظ صلح جهانی در تدارک انتقال قدرت - میدان را به آدمکشانی داد ه است که از گذشته ی تاریخ تا کنون با تمایلات بیمارگونه و مازوخیستی انسانها را گلادیاتورهایی می
دانند که باید برای لذت انها آدم بکشند و کشته شوند ...
اینک شعله های نفرت و جنگ از فلسطین و اسرائیل تا هند و پاکستان و به زودی ایران و افغانستان و ترکیه و ...در حال زبانه کشیدن است .
کودکان اسرائیل و غزه – هند و پاکستان – ایران و ترکیه و افغانستان و... از خود می پرسند این جنایت کی تمام خواهد شد ؟
کی پدران ما به خانه باز خواهند گشت ؟ و آیا صلح جهانی بدون امریکای متحد به دمکراسی امکان پذیر است ؟
آوا ی باد انگار آوای خشک سالی است
بگذار تا بگویم
تقدیر لاابا لی است
وقتی که مرگ انسان مانند سنگ باشد
دنیا به این بزرگی یک کوزه ی سفالی است
باید که عشق ورزید
باید که مهربان بود
زیرا که زنده ماندن
هر لحظه ا حتمالی است
نمی دانم چه کسی – کی و چرا این شعر را گفته است . اما حقیقتی تلخ در ان مستتر است . واقعیتی از بودن و نبودن در دنیایی که ما ان را جدا از خود می پنداریم .
تقدیر لا ابالی گویا سرنوشت ملت ها و جوامع خاورمیانه را با خون نوشته است
نفرین منابع
نفرین منابع و ثروت اندوخته ی طبیعت که با ید نجات دهنده باشد . اما شوربختی و انهدام را برای ما به ارمغان می
اورد .
نفرین منابع توام با نفرین خون و نفرت .نفرینی هولناک را پدیدار ساخته است .
این نفرین مصیبت بار ان گاه که با گرسنگی و اندوه و عادت به رنج کشیدن بیمارگونه ( مازوخیستی ) همراه می گردد فاجعه ایی ژرف ودرد ناک را برای عاطفه و خرد عشق ورزیدن به انسانیت نمایان می سازد . نفرینی ابدی و رنجی برای کشیدن صلیبی برای بر دوش بردن و خود را بر داری بلند اویختن ان هم سر و ته ... نفرین خاورمیانه است . نفرین ابدی و...
اشک هایم جاری است
لبخند بر لبانم
می خندم در میان اشک های سرازیر شده در زیر پوستم
دیوار باید در داشته باشد
کبوتر هم پر داشته باشد
خانه هم پرستو
خانه هم یک پستو
پنهان می گریم و اشکار می خندم
خون جاری است
شلاق می طلبد تنم
پر های کبوتران را می چینم
درهای دیوار ها را می بندم
و پرستو را گردن می زنم
تا دگر بار بخندم
تا دگر بار گریه کنم بر خنده ی خود
اشک هایم در زیر پوست جاری است
اما همچنان لبهایم پر از خنده
سینه ام اغشته از درد
چشم هایم رو به دیوار بسته
کوه حیران نگاه من
من حیران شکوه درد
هیچ بر هیچ سوار است
سوار های بی سر
سر های بی سوار
درد درتنم پیچید
بوی خون و شلاق
بوی طویله ای چرکین
می کشد کبوتر پر کند ه ام را
می میراند پرستوی بی خانه ام را
و من
و تو
باز فریاد می زنیم درد ... درد
طبیب را می زنیم تا تسکین ندهد درد مان را
خودمان را می زنیم
و تو را می زنیم با
سنگ . گلوله و خمپاره
تا تو شلیک کنی و من رنج بکشم
تا تو شلاق بزنی و من بخندم در زیر پوست
نفرین خاورمیانه است دیگر
نفرین رنج خود خواسته
نفرین حصار های بلند
نفرین پرستوهای بال کنده
کودک ی مان در زیر تازیانه ی پدر
بزرگی مان در رنج شلیک
می میریم و می خواهیم که بمیریم تا زیارتگاه شویم
می میریم تا عبادت کسان مقبول گردد
سجده ی شکر ( اسماعیل هنیه هنوز چند روز پیش سجده ی شکر بجا اورد ...)
مرگ
شلاق
می طلبد تنمان درد ی بی انتها
می خندم در میان گریه ای بلند
می گریم در میان خنده ای دلنشین
و می گویم
دیوار باید در داشته باشد
و
کبوتر پر
و باز پر ها را می چینم و باز فریاد می زنم کبوتر کو بال هایت
دیوار کو درهایت ؟...
این حکایت رنج و درد بزرگ خاورمیانه است . همان جا که 2 اسرائیلی را می کشند تا انها 200 نفر را به وادی مرگ و نیستی بفرستند .باورم نمی شود . باور کردنی نیست . انسان ها خود برای خویشتن طناب دار به هم گره زنند . باورم نیست . برای مرگی
درد ناک در صف بایستند تا نوبت شان شود . مازوخیست وار . بیمار گونه رنج و مرگ را جستجو می کنند . فرزندان پدر خوانده ها . همان ها که در کودکی تحقیر و سیلی
می نوشتندو باید که در بزرگی دیکته ی خون و مرگ و تکه تکه شدن را از بر بخوانند . این جا غزه است . اندکی ان سو تر شاید به اندازه ی کف دستی اسرائیل . این یکی خمپاره می زندو 50 و 100 و 200 و او می کشد 50 و 200 و 1000 و باز دوباره در التهاب و کینه و نفرت پی می گیرند رد خون را همچون کفتار های وحشی ....
پدرخوانده ها اما راضی هستند . مرگ و رنج را دوست دارند و بر ای انها که قربانی هوس های شان شده اندو می خواهند بشوند . می خندند . پدر خوانده ها از هر دو سو شلیک می کنند . شلیک از نگاه انان زیباست و دوست داشتنی ان هم به انسان های
بی دفاع و جان دادن گوسفند وار شان ....
پدرخوانده ها ی خاورمیانه می گویند به ملت بی شعور شان صلیب ها را بردارید و به صف شوید . بهشت نزدیک است . در همین فاصله ی رفتن تو تا گورجایت و رفتن ماتا تخت خواب زنهای بی سرپرست شما و چه اسان باور می کنند بهشت زیر تخت خواب زن های بی سرپرستشان است .. چه راحت باور می کنند ... . بهشت نزدیک است در هر دو سو ...
این سو تر
هندو پاکستان به بهانه ی تعمیق رنج های انسانی و درد افرینی رو در روی هم لشکر می سازند .بی هیچ منطقی باز می خواهد شلیک شود .
هر دو می دانند که چرا نباید کشت . اما هردو می خواهند شلیک کنند . تا پاکستان با تمام حماقتش باز لشکر طیبه ی دیگری را داشته باشد . لشکری طیبه و پاک از دیوانگان دنیایی که پاکی شان فقط در شلیک بی دلیل شان است و دیگر هیچ چیز پاکی در انها نیست جز مغز شان که پاک از هر اندیشه و عقلانیتی است
باز می خواهد شلیک شود ان هم به دو سوی برادران و خواهرانی که هنوز یاد یکی بودن و سرنوشت مشترکشان از یاد ها نرفته است .می خواهند شلیک کنند . تا باز بیماری دیگر از میان نفرین شده ها به دستور پدر خوانده ها به میان مردم بی گناه و بی دفاع بمبی بروندو شلیک کنند .
اتش جنگ هر لحظه بیشتر مشتعل می شود و متاسفانه در عمق استراتژیک ایران – بنا به گفته ی رهبر – و انها در عمق استراتژیک ایران اسلامی ساخته کشته می شوند و از ژرفای عمق کاسته می شود . هر لحظه بیشتر بوی نبرد و خون شامه ی بشریت را می ازارد
چرا چرا باید عمق استراتژیک ایران اسلامی این چنین منهدم گردد و دسته دسته راهی بهشت گردند بی ان که کاری مثبت پای گرفته باشد . بی ان که نگاهی شیرین و پر مفهوم جای گرفته باشد ؟
چرا شعله ها در حال گر گرفتن است ؟
چرا پدر خوانده نمی داند که جنگ دیرگاهی است که به دروازه های سرزمینی ایران رسیده است و عمق استراتژیکی وجود ندارد ... تنها زمینی سوخته بر جای مانده است ... زمین سوخته ایی در درون سرزمینی که ارزو داشت عمق بیابد ؟
چرا نمی فهمند که ایران ویرانه ای بیش نیست که با تلنگری فرو خواهد ریخت و نه استحکامی انسانی در ان مانده و نه ساختاری شعورمند و ... نه کاری در ان انجام می گیرد و نه کاری تولید ... نه ثروتی جشنی مهیا می سازد و نه دانایی ایی و اخلاقی شکوه می سازد ؟
چرا در این زمین سوخته ی شکل گرفته توسط پدر سالار و پدر خوانده : فقر – نیستی – گرسنگی – فحشا – بی سوادی – فروریزی ارزشی – انهدام اخلاق انسانی – و.. جای خود را به ابادانی داده است . ایا پدرخوانده هنوز بر ان باور است که
دهه ی50 و 60 است . و ادم ها همان دست پروردگان طاغوت ان چنان اخلاق گرا و ارزش پرستند که برای هنجار های نیک جان می دهند ؟ ایا از دست پخت خود در پرورش و تربیت ادم ها ان هم در حاکمیتی اخلاق مدار چیزی ندید ه اند ؟ ایا ندید ه اند که چگونه ناموس – مال – شرف – حیثیت – ابرو – کار – تلاش و...همان سان که انها بر سر نیک مردان این سرزمین اوردند .به هما نگونه بر باد رفته است ؟
ایا تخم بادی را که کاشته اند نمی بینند که طوفان ببار اورده ؟
وحشت از عشق که نه / ترس من از فاصله هاست /.../وحشت از غصه که نه / تر من از خاتمه هاست /..../ترس بیهوده ندارم / صحبت از خاطره هاست / ..../ صحبت از کشتن بی دلیل عاطفه هاست /..../کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست /.../ گله از دست کسی نیست .مقصر مغز معیوب ماست /...
جنبش برای کشتار و انهدام – بحران و چالش در حال شکل گیری است ؟





بله می گفت پدر خواند ه که : جهان اقای بوش . جهانی یک جانبه گرا بود . جهانی وحشی و درنده بود . گمان می کرد که می تواند بدون نره شیری به نام جورج دبلیو بوش و نگاه بسیار انسانی و خرد مندانه اش به معضلات خاورمیانه و جهان دنیا را با مافیای روسی و تزویر چینی اداره نمود و خود سهمی برداشت . اما نمی دانست که اگر منجی نجات بخش ایران نباشد . اگر ایالات متحده ی بوش و خانم رایس نباشد . عمق استراتژیکش که هیچ خود ش هم بر باد می رود . نمی دانست که ان شلاق بر گرده ی اسرائیل .. نمی خورد ان تازیانه که بسوی اسرائیل نواخته می شود طناب دار خودش خواهد شد . نمی دانست که اسرائیلو حماس و هند وپاکستان و لشکر طیبه و... همه و همه بخاطر ترس و وحشت از نره شیر اقای بوش جرات تکان خوردن ندارند و اگر او نباشد خاک عمق استراتژیک و خود سرزمین استراتژی ساز را با هم به توبره می کشند حال می بیند که بوش چه موهبتی الهی بود برای دفع شر از دنیای کم ظرفیت و بی خرد ... کنونی .. . حال خواهد دانست که چرا با وجود دولت سامان ده ایلات متحده ی همراه با بوش نیک اندیش و دولت مقتدر و هماهنگ کننده ی امریکا چرا دنیا جای امن تر و بهتر یبود . و حال خواهد فهمید که اگر ایالات متحده همراه با اقای اوباما دنیایی انحصاری فقط برای خودشان و داخل کشورشان بسازند و با عطوفت بخواهند با مازوخیست ها و انارشیست ها مراوده نمایند . دنیا چه جای وحشتناک و تاریکی خواهد شد .
به گمانم وقت ان است که پدرخوانده های خاورمیانه و اربابان تروریست بدانند که هنگام خواهش و تمنا از ایالات متحده برای ایفای نقش سازنده در این بخش دیوانه پرور بخصوص فرا رسیده است .
وقت ان فرا رسیده که پدر خوانده هاو اربابان ترور که همچون رومی ها در تمایلی بیمار گونه از درد و مرگ انسانها لذت
می بردند با درکی عمیق از روابط حاکم بر منطقه و شرایط خود و امکان ان که هر لحظه ممکن است هدف کینه و نفرت خود ساخته شوند . دست به دامان ایالات متحده ی امریکا شوند تا با خرد ورزی از فاجعه هایی جهانی و جنایت
علیه بشریت به نام وجدان و شرف پیشگیری نماید .
اری چو میدان شود خالی از نره شیر شغال گر گردد دران دلیر
ایا اگر امریکای بوش – امریکای هماهنگ ساز عقلانیت و حرمت وجود داشت این چنین روندی از فاجعه و اندوه را
می توانستیم در دنیا ببینیم ان هم ( به ویژه ) در سرزمین نفرین شده ی منابع و کینه و خون و اندوه و کشته شده ها توسط پدرخوانده های بیمار و مازوخیست .؟
ما نیاز داریم تا دیگر بار ایالات متحده ی امریکا که اینک در التهاب انتقال قدرت بسر می برد و تمامی توجه خود را به درون سرزمینش معطوف کرده در حکم برادر بزرگتر در روند خشونت افرینی مداخله کرده و با اخلال در توسعه ی نفرت و جنگ دنیایی اسوده تری را برای تمامی کودکان دنیا به ویژه کودکان ایران – اسرائیل – فلسطین – افغانستان – هند – پاکستان و... بیافریند .
باور کنید که سازوکار اشاعه ی خشونت و درنده خویی دیر یا زود سرزمین هاو جوامع دیگر را نیز در بر خواهد گرفت ...
خشونتی که بدون ایفای نقش توسط امریکا به چالشی جهانی و فراگیر تبدیل شده و با انهدام از درون و بیرون کشور ها و ملت ها .دنیا را با ویرانی و وحشتی ژرف مواجه خواهد ساخت .و حشت مرگ افرینی و درد سازی برای کودکانی که هنوز به تنهایی و کتک پدرسالاران عادت نکرده اند و تمایلی برای رنج کشیدن و رنجاندن دیگران ندارند .
امریکا کودکان جهان منتظر تو است
منتظر نقش افرینی برای صلح پایدارت قبل از ان که کودکان هندی و پاکستانی بر مزار والدینشان شیون نمایند و در دنیای بحران زده تنها بمانند و...

کاش همه ی بشریت فقط یکبار این سخن حکیمانه ی زرتشت را تکرار می کرد :
دیگران را ببخش نه به خاطر آن که آنان سزاوار بخشش تو هستند . بدان دلیل که تو سزاوار آرامشی ( حضرت زرتشت )

پایان

۱۳۸۷ دی ۲, دوشنبه

دولت عدالت پرور – شکاف طبقاتی و منزلتی – مرگ بر سر بیکاری و و مواد

مخدر : خبر خیلی داغ است و نهضتی حقیقت یاب را طلب می کند . نگارنده در

این جا فقط از منابع منتشره در رسانه های رسمی استفاده می نماید و اصلا مایل

به بهره گیری از مدارک و استنادات خارجی نیست چرا ؟؟:

( ترس از اقدام بر علیه امنیت ملی و هجمه به دولت و نظام تهمتی نیست که این حقیر تاب انها را داشته باشد چون این اتهامات را گذارده ام تا در وقتی که راهبرد های منطقه ای را برای جهانیان عرضه می کنم و انها نیز به شلغمی ان را نمی خرند و ارزشی برایش متصور نیستند به جان بخرم اتهامات را . اخر در طی این سالها ان قدرپیام جهانی و رستگاری از ایران ساطع شده که مردم جهان که هیچ حتی خبرگان و خبرچینانشان هم تهوع گرفته اند و من بخاطر ان که می خواهم سر دل انها را با استفراغی چندش اور سبک کنم قطعا انگ اختلال در امنیت عمومی و ملی را خواهم داشت پس لطفا تا ان زمان اگر ادم بیکار و بیعاری مثل خود من پیداشد و خواست به نان و نوایی برسد صبر کند و مارا به حال خود بگذارد تا اندکی درد بیکاری را تسکین دهیم و همگی را پس از ان که وادار به دل اشوبه کردم معرفی نماید قبلا از همکاری و حسن برخورد شما سپاسگذارم با احترام بسیار پوراحمد )


خبر ها: ( روزنامه ی خراسان 5شنبه 30/8/1387 – شماره 17136صفحه ی 5)
گزارش سایه انحصار بر سر واردات شاید رانت 2 میلیارد دلاری برای 65 نفر : بر اساس امار های رسمی 65 شخصیت حقیقی و حقوقی انحصار واردات 5 قلم کالا را به خود اختصاص داده اند . طبق گزارشی که به تازگی گمرک اعلام کرده است در بخش خودرو 10 وارد کننده نزدیک به 45 درصد واردات این کالا را بخود اختصاص داده اند . بر اساس امار طی 12 ماه سال 86 42461 دستگاه خودروسواری به ارزش 878 میلیون دلار وارد کشور شد که نسبت به مدت مشابه سال قبل از لحاظ تعداد 15062 دستگاه و از نظر ارزش دلاری 36 درصد افزایش داشت . بر همین اساس این 10 وارد کننده هر کدام به طور متوسط 1/39 میلیون دلار ...بوده است .بر اساس همین امار 55 درصد ارزش کل واردات شکر در سال 86 نیز در انحصار 15 شخص حقیقی و حقوقی بوده است ...واردات اهن هم توسط 20 نفر صورت گرفته است ... واردات گوشی موبایل در سال 86 نیز 10 وارد کننده ی داشته که 70 در صد بازار را در دست داشته اند .... مجموع واردات انها با واردات پارچه و ... حدود 2 میلیارد دلار شده

اما سوال بنیادین این است که در کشوری که اقتصاد ان در اختیار دولت و نیروهایی شبه دولتی و شرکت های مرتبط با بیت المال است ( روزنامه ی خراسان نوشته 65 تا 70 درصد اقتصاد دولتی است ) این منابع مالی از کجا امده و چگونه توانسته بدون عبور از فیلتر تحریم و مشکلات بانکی و اعتبارنامه و... بگذرد و فرصت های برابر در رقابت اقتصادی که شرط ابتدایی شفافیت و گریز از پول شویی و... برابری انسانی است چگونه فقط به این قلیل مردمان رسیده بنا به گفته ی همین روزنامه در اقتصاد دولتی رقابت شوخی بی مزه ای است و.... اما همان روزنامه صفحه ی 13 قرار مجرمیت مرد همسرکش صادر شد : 26 /7 1386 زنی 55 ساله در مسافرخانه به قتل رسید متهم همسر: دلیل قتل توسط این مرد 63 ساله : ما در شهرستان زندگی می کردیم و چون بیکار شدم بودم برای پیدا کردن شفلی به تهران امدیم ... چس از گذشت چند روز تلاش من برای یافتن کار بی نتیجه ماند به همین خاطر تصمیم گرفتم خودم و زنم را از شر این زندگی خلاص کنم و اول زنش را کشت و بعد می خواست خودش را راحت کند و.....( همان منبع )
پیشروی صف طویل گاز مایع در شهر های استان .

مردی بخاطر مرگ گاو شیرده اش سکته کرد ( روستای نصر اباد شاهدان عینی )

اما مساله تنها این نیست که اختلافات طبقاتی و منزلتی چه برسر جامعه خواهد اورد و حتی مهم نیست که اغلب شورش های کور خیابانی و شهری که تمامی ساختارها و زیرساخت ها را نابود می سازد بر سر تضاد های طبقاتی و منزلتی است و این نیز اصلا مهم نیست که در صورت وقوع شورشی شهری و خیابانی در کلان شهری مثل تهرانبراورد ها نشان می دهد که حاقل بیش از 4 میلیون انسان فرو دست و تحقیر شده در هجومی ویران ساز شمال شهر و تمامی ساختار های اقتصادی را درهم خواهد کوبید و این هم مهم نیست که برای پیش گیری از شورش جمعیتی 1000 نفری حداقل 4000 نیروی مسلح لازم است و... اما این مهم است که این حکومت نام اسلامی را یدک می کشد و این دولت موصوف به صفت عدالت پروری است وعزم ان دارد که بر ارزش افزوده ی بازاریان و کسبه ی جز مالیات اخذ کند و در حالی که صد ها اسکله ی غیر قانونی و خاص کار ترخیص کالا و ... را انجام می دهد بی هیچ نظارت و کنترلی و بدون هیچ مالیات و... . اما این هم مهم نیست .
مهم ان است که وقتی در دولتی اسلامی عالمی منزه و روحانی به نام کمک به فقرا کارخانجات و دستگاه هایی گران قیمت وارد کشور می کند بدون مالیات و گمرکی و ...و سپس ان را می فروشد با زمین مرغوبی که به رایگان دریافت کرده و صد ها هکتار زمین منابع طبیعی را می گیرد تا موسسه ی نشر عقاید دینی بسازد و ان را با کل تجهیزات و ساختمانهایی که اهدایی دولت و نظام بوده می فروشد و ان گاه که در تبانی و توطئه ایی کثیف وزارت امور خارجه و کشور و ... را می پیچانند و گورستان یهودیان را شبانه تصاحب کرده و برای ان پروانه می گیرند و همان را به یک نهاد ارزش مدار مسلح به هزاران میلیارد می فروشند
( ابتدا در حاشیه ی گورستان زمینی خریدند به 5 میلیون تومان و سپس با کمک و تبانی با استاندار وقت و بسیج تمامی ادارات و سازمانها از جمله شهرداری یک شبه به گورستان حمله کردند و با صاف کردن و تنظیم و اسفالت ان پس از کش و قوس هایی به نهادی انقلابی فروختند به دو میلیارد و...) هیچ کس در صدد اخذ مالیات بر ارزش افزوده از انها بر نمی اید و هیچ کس درصدد ان نیست که بپرسد اقا این گورستان یک شبه چگونه دود شد و رفت به اسمان البته در ان یک خیابان احداث کردند به هزینه ی شهرداری و سپس مالک یک شبه به سبب ان که ملک تصاحبی اش اندکی در خیابان قرار گرفت از شهرداری غرامت هم گرفت و هم مجوز احداث یک پاساز بزرگ و این فقط بخشی از همه ی ان چیزی است که روی داد... . حالا شما قضاوت فرمایید اخذ مالیات بر ارزش افزوده از چه کسانی صورت خواهد گرفت و وارد کننده گان کالاها چه کسانی هستند ؟ ایا تا کنون یک شخص غیر وابسته به نظام را دیده اید که بتواند بدون ارتباط کالایی را صادر کند و جایزه ی صادراتی بگیرد ( من خود شاهد بودم که کارخانه ایی کلاهایی زا بنام صادرات با پرونده سازی از استان مربوطه خارج می کرد و بی ان که ان کالا از مرز خارج شود گواهی صادرات صادر می شد و همان کالا به نصف قیمت در بازار عرضه می شد چرا که جایزه ی صادراتی انقدر بود که سود سرشاری را نسیب کارخانه دار وابسته به نظام کند )و یا کالایی وارد کند و توزیع نماید ؟ اتفاقا یکی از
وارد کننده گان عمده ی یکی از کالاهای خاص از جمله اهن قراضه از اسیای میانه و صدور ان به هند و... همین گورستان دزد ها هستند .

شاعری در انقلاب کبیر فرانسه گفت : ای ازادی به نام تو جه جنایاتی که صورت نمی گیرد و من می گویم ای عدالت به نام تو چه ستمی بر این ملت روا نمی گردد

به هرروی زمین خریداری شده توسط این بزرگواران در اصل حدود 200 مترمربع بود که پس از همکاری شهردار وقت مشهد و استاندار وسعت زمین با احتساب گورستان یهودیان به حدود 2 هکتار رسید ان هم در فاصله ای اندک از حرم مطهر امام رضا (ع) . یعنی درست کنار گوش امام گورستان و اموال بخشی از مردم ایران را بنام خود ثبت و غصب کردند حال شما این را با مساله ی تاریخی که امام علی ( ع) می فرماید مقایسه فرمایید :

به امام علی (ع) خبر می دهند که در بازار کوفه خلخالی را به زور از پای زنی یهودی ربوده اند و او را کتک زده اند و امام می فرمایید : خاک بر شما و ننگ بر شما که در بازار مسلمین خلخال از پای زنی ربوده اند – و سپس امام متخلفان را به اشد مجازات می رساند –
اما در این عصر اموال و ارامگاه یهودیان مشهد را در روز روشن و در محضر امام رضا (ع) به غارت بردند و....هم ان ماجرای کارخانه و شرکت لاستیک سازی دنا و خرید 700 میلیونی ان در حالی که فقط در انبار ان 4/1 میلیارد لاستیک و مواد اولیه وجود داشت ان هم به اقساط و فروش کارخانه به ....( که اقای پالیزدار فقط بخشی از ان ماجرا را می دانستند و باز گفتند و خوشبختانه قوه ی قضائیه و مسولان اطلاعات کشور بجای دستگیری عوامل و مجرمان منبع اطلاع رسانی را به جرم اختلال در امنیت عمومی به زندان برد و حالا حالاها خواهد بود تا ناپدید شود یکی از کار های این ساختار شعبده بازی و ناپدید کردن ادمها است ان چنان که دیگر هرگز پیدا نشوند . خدا را چه دیدید شاید به همین زودی من هم ناپدید شدم و...) .حال از منظر اینده شناسی به این قضیه نگاه کنید به گفته ی اقای احمدی نزاد ( ببخشید بجای ج ایرانی سیستم من ز تایپ می کند ) مافیای کشور هفت سر است و نه تنها ایشان که بزرگتر ایشان هم قادر به اصلاح این سیستم نیست و نخواهد بود چرا که بازیگران عمده ی سیاست در کشور درگیر این ماجرا هستند و هر گونه تلاشی در این رابطه یعنی محو عاملی که عزم انجام کاری دارد .
بطور مثال در دوره ی اقای خاتمی وقتی که اقای قالیباف رئیس مبارزه با قاچاق کالا وارز کشور شد طرحی برای شناسایی اسکله های خصوصی ارایه شد و بلافاصله انچنان ایشان مورد فشار قرار گرفت که .... و متعاقب ان به صورت غیر رسمی و فقط بخاطر کمک به اصلاح امور اقتصادی مقرر شد به نوعی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به رهبری اقای بهزادنبوی مساله اسکله ها و واردات و صادرات را ( بنا به شایعات ) به منظور اطلاع رسانی پیگیری کند و به همین جهت جلسه ای در قم گذارده شد و می خواست ایشان سخنرانی کند .به یکباره خبری منتشر شد که اصناف و بازاریان و مردم شهید پرور قم با راهپیمایی و بر هم زدن محل سخنرانی وی را وادار به فرار از قم کردند و...
اما چرا این گونه شد . یکی از بزرگان که شریک همین گورستان دزدی بود و ... در
جلسه ایی خصوصی گفت : من به محض شنیدن خبر ورود او ( اقای نبوی ) به سراغ
اتحادیه ی گاو کشان قم که از جمله ی اراذل و اوباش بودند رفتم ( سخنان و تعبیر با عرض پوزش بسیار دقیقا مطالب نامبرده است با شاهد ) و گفتم شما باید جلو حضور این مردک را در این جا بگیرید ( با عرض پوزش از اقای نبوی ) و انها را به چهار طرف شهر فرستادم سپس بسراغ طلبه های جوان رفتم و گفتم ورود اینها یعنی از بین رفتن حرمت روحانیت و عظمت انقلاب اسلامی و انها را هم راه انداختم و بعد فرستادم چند تا از گنده لات ها را اوردند و گفتم شما در این شهر باشید و کفر بسوی ما بیاید بروید مجلس را خراب کنید و انها هم رفتند و مسجدی که می بایست( اقای نبوی) سخنرانی می کرد قرق کردند ان گاه از طریق فرمانداری به اطلاع وی ( اقای نبوی ) رسید که اوضاع قم بخاطر حضور شما بهم ریخته و او ( فرماندار ) مردک را که وارد قم هم شده بود از راه پشت فرمانداری فراری داد و..

.بدین ترتیب چنین به نظر می رسد که وضعیت اقتصادی کشور با ان چه که دولت ها و حتی رهبری می اندیشد تفاوت بسیار دارد و سرمایه فراتر از نظام قدرت نمایی می کند ان هم سرمایه ای که مشخص نیست از کجامی اید و به کجا می رود ... با این همه در حالی که خانواده ایی میان سال بخاطر فقر و بیکاری در خون می غلتد باید از مدیریت کلان کشور پرسید ایا شایسته است که در کشوری که داعیه ی عدالت و اسلام دارد رانت ها و فرصت ها و وامهای میلیاردی شرایط کشور را بسویی ببرد که امنیت ملی به مخاطره افتد ؟
واقعا اگر یکبار دیگر حادثه ایی همچون شورش مشهد در سال 1371 که منجر به ویرانی بسیار و ... گشت در تهران به وقوع افتد چه خواهد شد ایا تهران این شهر بی دفاع در برابر اتش سوزی و ترافیک و... فاجعه ایی ملی را پدیدار نخواهد ساخت ؟
اگر کشوری که از طریق فروش و ورود دلارهای نفتی فقط 65 نفران دارای رانت 2 میلیارد دلاری هستند و بقیه ی مسایل هم که در دست دولت و وابستگان به ان می باشد وارد منازعه ایی بین المللی شود چه بر سر این ملت نگون بخت خواهد امد وا یا سند چشم انداز بیست ساله با وجود چنین نابسامانی ها و بحران هایی تحقق خواهد پذیرفت ؟
عدالت – برابری فرصت های اقتصادی و نحوه ی تولید ثروت در کشوری که متکی به صدور نفت خام است و به یکباره حجم عظیمی از ثروت ملی بر امده از فروش نفت ( دلار های نفتی ) از جیب اشخاصی خاص سر در می اورد چه تعریفی دارد ؟
ثروت این گروههای خاص از کجا امده و اگر چنین می توان ثروت های ملی را صرف تجملات نمود چرا باید زوج میانسالی در حدود 60 سالگی به علت فقر و بیکاری خود کشی نمایند ؟
چرا وقتی که تاجری بین المللی با
پیشینه ی مکنت وثروت اجدادی اعلام می کند که گندم های خریداری شده فاسد بوده - توسط دولت شش ماه بر روی اب سرگردان بوده و حتی هند و پاکستان انها را غیر بهداشتی برای دام هایشان تشخیص داده اند به قیمت گزافی توسط سازمان غله خریداری می شود و وارد چرخه ی غذایی کشور می شود و حتی منکر واردات کندم دامی می شوند در حالی که فائو اعلام می کند بیش از 4 میلیون تن گندم دامی وارد ایران شده همه منکر می شوند و...- جریمه می شود و او را از حوزه ی واردات گندم و حتی ورود به کشور منع می کنند ( در دولت اقای رفسنجانی و اوایل دولت اصلاحات ) چرا این سناریوی مشمئز کننده همچنان تداوم دارد؟

سرنوشت کشور با این همه تضاد طبقاتی و منزلتی – شکاف میان فقیر و غنی – ناپدید شدن دلارهای نفتی در گردونه ی اقتصادی و واردات بی رویه ی کالاهایی که مشابه داخلی دارند مثل شکر که منجر به بیکاری و نابودی صنایع قند و شکر کشور است چگونه خواهد بود ؟

ایا رئیس جمهور عدالت محور این گزارشات را نمی بیند و نمی خواند ؟....
پرانتز باز سر خط عمق استراتژیک و معجزه و دیگر هیچ .. . تا ابد

فرزند خرد سالت از تو می پرسد : بابایی معجزه فعل پیامبر است یا خدا ؟
و تو شگفت زده می پرسی چرا ؟

و باز او می پرسد عمق استراتژیک که حضرت ایت ... خامنه ایی می گوید از لبنان تا
سوریه و از عراق تا فلسطین است یعنی چی؟

و باز تو شگفت زده تر می پرسی چرا ؟
بعد بیا د می اوری که عمق استراتژیک که در تلویزیون در مورد ان صحبت و گفتگو می شود یعنی چی ... و بعد تیتر روزنامه را می خوانی

خدا هیچ پدری را شرمنده ی زن و بچه اش نکند

تازه می فهمی که عمق استراتژیک یعنی چی . یعنی ان که تو نتوانی با مدرک فوق لیسانس کاری پیدا کنی . یعنی ان که مردم ایران – زبانم لال گوساله هایی در ماند ه و بی فرجامی هستند که باید قربانی شوند – نمی فهمند و فقط بعضی ها می فهمند .
عمق استراتژیک را یک نفر برود برای اقا – منظور خود خرم هستم نه اقای دیگری - تعریف کند . اقایی( توضیح بالا) که نمی داند 5200 پروند ه ی زنا ی با محارم فقط در داد گستری باز است و این به سبب شرم و حیای ایرانیان یعنی نمادی از 52000 شاید هم 520000 و ... بعد می فهمی که عمق استراتژیک یعنی ان که 5 میلیون جوان از سن ازدواجشان به سبب فقر و ناداری گذشته ...
و بعد می فهمی که معجزه نه فعل پیامبر خدا است و نه خود خدا که دراوردن پول از جیب های خالی است ان هم توسط پدری که نمی تواند سرش را از شرم پیش سر و همسر بلند کند
انگاه عمق استراتژیک فعل خدا و یا پیامبرش را هم می فهمی ان وقت که پول های این ملت صرف تباهی و ویرانی ملت ها و جوامع دیگرو یا ابادانی انها می شود و در امریکای لاتین – حیاط خلوت امریکا – داری تخته نرد عشق با مشتی عرق خور و لا ابالی می بازی . ان وقت به فرزندت می خواهی بگویی ای .. پدر اخر این چه سوال و پرسشی است که تو می کنی . ولی ادب اجازه نمی دهد و....
باز می پرسد :



تمام ائمه ی جمعه و جماعات خراسان رضوی در اقدامی هماهنگ انتفاضه ی لنگه کفش یک
دیوانه ی اشوب طلب را که تنش برای گلوله های دیکتاتوری صدام حسین معدوم به خارش افتاده دارند تحسین می کنند و تو نمی توانی به فرزندت بگویی که اسلام دین احترام و شرافت و ادب است ...

عمق استراتژیک یعنی بودن کنار 200 هزار معتاد پر خطر به نقل از روزنامه ی اول دیماه خراسان در این استان معنویت پرور
عمق استراتژیک یعنی بودن در هر جایی که بویی از جنایت و ادم کشی هست بی ترحم و
بی سرپوش ...
ان وقت می فهمی که معجزه کار کی می باشد .. معجزه همان است که دین رحمت و شفقت را تبدیل به دنیای خون کنی و از ان همه درنده گی از خودت تشکر کنی و..
و بعد بروی و با دست های خون الود برای همه ی دنیا به ارتفاع دست های پینه بسته ی دهقان های فرتوت و بدهکارو زنان خود فروش و مردان ناتوان ملتت دعا کنی که اسلام را در سرتاسر گیتی اشاعه دهند و همه ی جهان مسلمان شوند و بعد تو بمانی که با کی و در کجا باید بجنگی ؟
اخر اگر همه مسلمان شوند ما چگونه معجزه خواهیم کرد ؟ معجزه ی خون و...
و دنیای مروت و رحمت الهی و شفقت و باور های پاک انسانی چگونه عمق استراتژیکش را تعریف خواهد کرد ؟
عمق استراتژیک یعنی ان که خدا هیچ پدری را خجالت زده ی زن و فرزند نکند ... عمق استراتژیک یعنی ان که خلخالی را از پای زنی یهودی در بازار مسلمین به زور در نیاورند و علی نباشد و مهر او نباشد ...
و بعد تازه فرزندت باز گیر می دهد 0 بی پدر و مادر به مادرش رفته هی گیر ... هی گیر :
بابایی یعنی توکه پول نداری یعنی عمق استراتژیک نداری ؟

و توباید بگویی چرا عمق استراتژیک دارم ان هم از نوع بسیبار عمیقش ان هم در
قسمت تحتانی بدنم و لی نمی شود ان را به کسی نشان داد ...زشت است ...

و بعد دوباره می پرسد پس به خاطر همین عمق استراتژیکت معجزه می کنی ؟
و تو می گویی نه فقط بخاطر ان چاله ی عمیق و بد بو ... نه من معجزه ام ان است که نمی دانم چرا پول هایمان از دستم بسوی امریکای لاتین و فلسطین سلفی و وهابی – عراق و سوریه و ... همه ی ادم های نانجیب می رود و از قضا در ان جا کا رگشا است و در این جا – کشور خودم - کمر شکن و مصیبت بار و...
و باز می پرسد چرا اقای لاریجانی می گوید تورم 25 درصدی نشانه ی سو مدیریت است و تو
نمی توانی ان عمیق چاله ی استراتژیکت را نشان دهی و بگویی غرض اقای لاریجانی این است که مدیران ما عمق استراتژیکشان کمی بزرگتر از حد استاندارد است ان هم فقط بخاطر ان که بتوانند بوقلمونی را درسته قورت بدهند و استخوان هایش را عبور بدهند از چاله ی استراتژیکشان ...
فرزندت می گوید اها حالا فهمیدم عمق استراتژیک چیه ... درسته همین که مدیران می توانند استخوان ها را از عمق استراتژیکشان بیرون دهند همین معجزه است و بعد می پرسد بابایی این اقایان مدیران – طفلکی فکر می کند مدیران فامیل و نام خانوادگی شخص بخصوصی است – از خدا و پیامبر خدامهتر است که می تواند معجزه کند ؟
و تو ناچار به خاطر خصلت های روشنفکری و ادب و .. بی ان که بتوانی کشید ه ایی توی گوشش بزنی – و چقدر دلت می خواهد این کار را بکنی چرا که دیری نخواهد رسید که مدیران این سیلی را به نوعی خواهند زد و تو باید در نسل بعدی ان را تلافی کنی چراکه دستت جز به فرزندت و زورت به کسی غیر از او نمی رسد – ارام می گویی برو بابا جان بخواب تا امشب را من در عمق استراتژیکم کاری بکنم که تو فردا لقمه ای نان داشته باشی بخوری و از صدقه ی سر معجزه گران مدیریتی که از خدا و پیامبرش خود را بالاتر می دانند بر ژرفای ان عمق استراتزیک بیفزایی
اشتباه کردم باید از عمق ان بکاهی و ان را کوچک تر و تنگ تر کنی – تا بتوانی شرمنده ی زن و فرزندت در حکومت علی ماب نشوی و شاید هم با حفاری عمیق درچاله ی استراتژیک یک
بی نوایی مثل خودت چیزی بدست بیاوری و بر 9 میلیون پرونده ی قوه ی قضائیه بیفزائی و باز شرمنده تر از قبل دست به دامن معجزه گرانی شوی که در پی گسترش عمق استراتزیک این ملت
بی نوا و بی صاحبند و...
کودکت می رود بخوابد بارویای فردایی که تو هم معجزه کنی و برایش کفشی نو بخری و او را در میان همسالانش خوشحال کنی و پاهای کوچکش را از سرما و اب گرفتگی – که با کوچکترین بارانی مثل خیابان های شهر دچار اب گرفتگی و ... می شود - نجات دهی .

ان گاه بی اختیار چشم می گردانی مادر بیمارت کنارت با چشم هایی مضطرب ایستاده تا عصای دستش باشی و او حالا
عمق استراتژیک دردت را بی زبان و بی گفتگو می فهمد و آرام فقط نگاهت می کند و اشک ها یش جاری می شود
تا تو بفهمی که معجزه در دوره ی اسلامی کردن جامعه کار پیامبر است و یا فعل خدا ....

و تو آرام از در بیرون می زنی که نگاه دردناک انها را نبینی و لی خوب می دانی که همگی از پشت به عمق استراتژیکت زل زده اند تا فردا او هم معجزه کند و انتفا ضه ی دیگری را به راه اندازد ...اگر چیزی خورده باشی و توانی برای زور زدن مانده باشد ...
در حین رفتن چشمت به روزنامه می افتد نوشته چرا شیعیان نام فرزندان خود را عبدالعلی و
عبد الحسین و.. می گذارند ؟ و یک نفر ادم بیکار و بیعار مثل من – بخصوص و قتی که گشنه هستم ان هم از نوع گشنه مست که می گویند شکم گرسنه اتش بپا می کند - پاسخ داده این ایراد وهابیون به شیعیان است و...
صفحه ی بعد را ناخواسته ورق می زنی ( صفحه ی حوادث ) نوشته :
خونین ترین جنایت خانوادگی در اورومیه – پدری بخاطر فقر دو فرزند . همسرو
خودش را کشت ...

صفحه ی بعد که ارزیابی چند نماینده از بیانات رهبر انقلاب اسلامی در باره ی عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران ... چند سطر بعد رفتار خبرنگار پرتاب کننده ی کفش به سوی رئیس جمهور ایالات متحده و ... نظر محمد رضا خاتمی : اگر خبرنگاری( زبانم لال) – این کلمه رامحمد رضا جان خودم
می خواسته بگوید ترسیده لال شود – همچین کاری با رهبری و یا رئیس جمهور
می کرد حسابش با کرام الکاتبین بودمی خواسته بگوید بوش خیلی اقا و جنتلمن است که ان خبرنگار را دچار گشوده گی ژرفای استراتژیک نکرده ولی باز هم ترسیده بگوید خودش را دچار ان مصیبت کنند و.... چند سطر بعد ...روانبخش ( به حضرت عباس نمی شناسمش ولی روزنامه نوشته طرف مناظره ی اقای خاتمی بوده در دانشگاه تهران ) می گوید : باید با کسانی که قابل هدایت نیستند با قوه ی قهریه برخورد کنیم
من الان می گویم به جان خودم ترسیدم تازه گی از عمق استراتژیکم کاسته ام تا کاری پیدا کنم و شکم زن و بچه ام را به هر ذ لتی هست سیر کنم . حالا اقا تهدید می کند که می خواهد ان را گشاد کند با قوه ی قهریه ( البته حتماو انشا ... منظورش استفاده از چوب و گلوله و خمپاره تپاندن به عمق استراتژیک نیست و اگر بود می گفت شاید هم ...منظورش ...چیزش است ... )
یک صفحه بعد ... استان خراسان رضوی به 10 هزار بخاری نیاز دارد تا بخاری های نفتی را – که پارسال بچه های نازنین را جزغاله کرد – تعویض نمائیم و دنبال خیر می باشیم و...
ایران با سوخت جامد در موشک سجیل – همان خیل روستای خودمان –
موشکی بالستیک ساخت .
( درست در حالی که همه ی دنیا درصدد ایجاد کار – کاهش هزینه ها به خصوص هزینه های نظامی خود و توسعه ی کیفیت زندگی مردم خود با اعطای وام و اشتغال زایی و جذب سرمایه هستند و می کوشند از مشکلات مردم بکاهند ما موشکی می سازیم که همه ی دنیا بیاید از ان برای تعمیق عمق استراتژیکمان استفاده کند )

اصلا اقا به ما چه ؟ به ماچه که گوش خر دراز است و یا چشم وزغ همیشه باز است ؟

اقا باور کنید – قابل توجه تمامی علمایی که زحمت مشقت باری می کشند که ثابت کنند معجزه فعل پیامبر است و یا خدا و از سر سیری و ...- به من هیچ ارتباطی این حرفها ندارد ومن یک لحضه گول شیطان را خوردم و بدون توجه به عمق استراتژیکم غلط زیادی کردم . لذا همین جا همه ی این حرف ها را تکذیب کرده و اعلام می نمایم که اگر کار داشته باشم و مشغول باشم انگشت به عمق استراتژیک هیچکس نخواهم کرد و اگر نه به من چه ....
حالا یک بچه ایی یک مزخرفی پرسید و ما هم یک چرندی گفتیم خواهشمندم با قوه ی قهریه و راه اندازی یک انتفاضه ی دیگر از طریق گسترش و تعمیق استراتژیک من سبب باد روی نشوید و...
اقا این چه غلطی بود که ما کردیم . گاهی خر به ... لگد می زند هی پشت سرهم چرند بگویم و بنویسم ... الحمد.. . که کسی ان را نمی خواند . بخصوص دوستان گشاد ساز عمق استراتژیک و اگر نه تا حالا عمق استراتژیک من به اندازه ی یگ زمین فوتبال شده بود شاید هم بیشتر ...شاید هم از ان فسفر و سولفات ها که سبب سکته ی قلبی می شود در عمقم فرو می کردند و فردا جنازه ام با بادی فرو خفته در عمق پیدا می شد و یک شهید به شهدای راه چرند افزون می گشت .

اخرش هم نفهمیدم معجزه کار کیه ؟ اگر فردا بچه پرسید و من زنده بودم چه
جوابی بدهم ؟

ولی باور کنید عمق استراتژیک را خوب خوب فهمیدم و لذا

دوستان در این مورد توضیح ندهند که ناراحت می شوم و....

پایان مزخرفات .