۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

فرصتی برای باخت ( به بهانه ی حذف یارانه ها و تجارب شورش های اندونزی و...چرا باید مردم فقیر تر شوند ، از کی انتقام می گیرند ؟ )
دولت نهم آبروی اسلام و ایران را در جهان احیا کرد، نمی دانم این جمله را چه کسی گفته و یا می خواهد بگوید ، اما باور من هم همین است ، چرا که با توجه به تعاملات جهانی و منطقه ای این مساله حائز توجه بسیار می گردد ، که آبرویی دیگر نمانده که کسی آن را بخواهد احیا کند و یا ببرد .و دولت کودتا که ....شماهر نخواهد داشت و ...
به گزاره های ذیل توجه کنید : درست چندماه قبل در عربستان سعودی بر روی شیعیان که به زیارت قبرستان بقیع رفته بودند ،آتش گشوده شد و بیش از 10 نفر کشته شدند .
کمتر از جند ماه قبل نوار غزه با درایت ایران اسلامی و به عنوان یکی از مناطق عمق استراتژیک ایران اسلامی با اسرائیل در گیر شد و به قیمت هزاران کشته ، ویرانی هزاران خانه ، تسلیم و... به پای میز مذاکره با اسرائیل نشست و از موشک ها و خمپاره ها ی پرتابی بسوی اسرائیل توبه کرد و امروز 12 اسفند 1387 کنفرانسی در شرم الشیخ مصر به ابتکار هیلاری کلینتون و مصر ...کنفرانس بازسازی غزه بدون حضور ایران تشکیل می شود و عربستان و امارات متحده ی عربی و. امریکا و اسرائیل و...تقبل کردند که نوار غزه را باز سازی کرده و تخویل مردم ان سامان دهند .جنگ غزه با اسرائیل که می رفت ایران را برای حمایت از نوار غزه به جنگی تمام عیار با کشور های مختلف بکشد و درگیری با مصر تا عربستان و از امریکا تا اسرائیل را در پی داشت اینک بدون ایران در حال شادکامی با کشور های پول دار و ثروتمند عرب و غرب است تا نشان داده شود که عمق استراتژیک ایران به چه اندازه فاقد پایداری و لرزان است .
چند ماه پیش در اوج معرکه ی بحرن و ایران ، برادران عراقی ما که بیش از 100 میلیارد دلار آسیب به کشور وارد ساخته و میلیارد ها میلیارد نیروی انسانی ارزشمند مارا نابود کردند ، در پی سرنگونی صدام حسین از تمام امکانات ایران سخاوتمند بهر گرفتند در مساله ی کوچک بحرین با گفتاری غیر دیپلماتیک از شخصیتی غیر اثر گذارو مسول در روابط خارجی ، برادران عراقی ما که از قضا انها هم جز عمق استراتژیک ما هستند بشدت از بحرین دفاع کرده و بار ها ایران را سرزنش کردند . و جلال طالبانی رئیس جمهور عراق چند روز بعد به ایران آمد تا بخشودگی غرامت جنگی ( خسارات عراق به ایران) را با رضایت پدر خوانده بگیرد و ماه عسل را با عربستان و امارات متحده بگذراند .از آن سوی با آزاد کردن سران بعثی ازعلی شیمیایی تا طارق عزیز می کوشد منافع ملی خود را هر چند به قیمت تباهی همسایه و با استراتژی همسایه ات را به خاک سیاه بنشان ، مارا بیش از پیش وارد دنیای گول خوردگی نماید و مالکی در صدد باشد با آشتی ملی دیگر بار حزب بعث را زنده کند و دوباره عراق شاخ دردناکی برای ایران شود .
روسیه ی برادر با معامله ای بزرگ باز هم به ایران نیرو فرستاد تا از پیش راه اندازی نیروگاه بوشهر لبخند رضایت را بر لبان مدیریت ایران بنشاند و با کلاشی و اخازی پول بیشتری را به قیمت مالیات بر ارزش افزوده از جیب ملت ایران بستاند و باز راه اندازی را به تعویقی هزاران ساله بکشد . تا آقای آقزاده بگوید چند روز تاخیر مهم نیست . مهم آن است که ما در این مسیر درست قرار داریم . روسیه نیز می آید و باج می گیرد و سر ایران بی دفاع و بی کس را شیره مالیده و برای ماه عسل با دشمنان ایران با جیبی پر از پول های ما به خوش گذرانی می رود .
سوریه نیز در چند روز اخیر محل آمد و شد سناتورها و فرستادگان امریکا شد تا این عمق استراتزیک دیگر ایران با لاس زدن با غرب به ریش ایران بخندد و با نفت های رایگان ایران ؛ همچون سالها خوش گذرانی در آرامش خیال بسر برد .
در حالی که عمق استراتژیک ایران هر لحظه بیشتر به مرز های کشور می چسبد ( اکنون به دروازه های بیت رهبری رسیده است ) ، و در حالی که از هوگو چاوز تا بولیوی ، فقط بخاطر 10 ها هزار ترکتور و خانه ی اهدایی ایران به بولیوی و ونزوئلا از ایران دیدن می کند و با عشق بازی با دشمنان ایران از حق حاکمیت امارات متحده ی عربی بر جزایر سه گانه تاکید می ورزند و بدین سان بر عمق استراتزیک ایران در آمریکای لاتین نیز مهر ابطال می زنند ، در حالی که روسیه به قیمت بازی دادن های بسیار ایران می کوشد با این برگ از غرب امتیاز گرفته و در عین حال کیسه ی ملت ایران را تهی تر از همیشه نماید ، دولت ایران در تلاش است تا چنین وانمود کند که جهان در اختیار وی بوده و بدون دستور ، آب هم نمی خورند . البته همین طور هم هست . چون آن قدر خودشیفتگی و بیماری روانی تسری یافته است که دیگر شرح و بسطی برای آن نمی توان در نظر گرفت . گویی سعید صحاف سخنگوی صدام در هزار پاره ی خود سخن از انهدام نیروهای آمریکا و جهان می دهد در حالی که بغداد در حال سقوط است ... سقوط همیشه نباید نظامی باشد . بی آبرویی و فقدان مشروعیت و گداییی مقبولیت بزرگترین انهدام یک کشور است .
اروپا ، همان که ایران با خوشحالی زائید والوصفی به چند برابر قیمت از آنها کالا تهیه می کند ، به ویژه ایتالیا که باند های مافیایی آن کشور سبب شده اند که ایتالیا اولین شریک تجاری ایران در اروپا شود ، پس از پیروزی اوباما ، پرچم مبارزه با ایران را به دست گرفته اند و از قضا ایتالیا از همه بیشتر در راستای تحریم ایران می کوشد (.اگر چه هر گاه اروپا پا درمیانی می کند و کوشش می کند با تحریم و ...انسداد اقتصادی کشوری را به مجرای صحیح دیپلماتیک بر گرداند نشانه ای از جنگی ویرانگر توسط قدرت های بزرگی است که عزم آن نموده اند و اروپا با این حربه تلاش می نماید که از جنگ پیش گیری کند ؛ همچنان که در زمان صدام چنین شد و.اما این رفتار متناقض در برخورد با ایران جای سوال بسیاری دارد ) .
با این همه در حالی که همه ی دنیا می کوشد از این ، ثروت باد آورده ی ایران سهمی بردارد و در عین حال ضربه ای به ایران وارد سازد . شگفتی روزگار آن است که خود ملت ایران چنین حقی نداشته و باید تاوان دهنده ی رفتار مدیریتی کشور باشند . از آن بدتر آن که در این گیر و دار بحران اقتصادی و کوشش جهان برای توسعه ی ملی و افزایش رفاه عمومی ، دولت که تمامی ذخایر ارزی را بر باد داده است ، طرح هدفمند کردن یارانه ها را به مجلس ارائه می دهد . طرحی که هدف آن فقط به خاک سیاه نشاندن ملت و بیرون کشیدن اندک قوت و توان مردم برای باج دهی و شادمان سازی روسیه و کشورهای عمق استراتژیک ایران از بولیوی تا سوریه و ..گروه های بحران طلب جهان است .( سهم روسیه 47 درصد دریای خزر شد و ... همچنان پیش می رود تا سقوط )
آیا وافعا مشکل اقتصاد ایران هدفمند کردن یارانه ها است ، آن هم در این شرایط خاص و دشوار بحرا ن اقتصادی ؟ یا تامین کسری بودجه ی دولتی که نمی داند و نمی تواند بداند که چگونه هزینه کند ؟
کسری بودجه دولت مشکل بنیادینی است که همراه با خود اعماق استراتژیک ایران را نیز تباهی کشیده و آنها ( فلسطین تا بولیوی و از مجلس اعلا تا حماس) را به گدایی به دیگر کشورها متصل می نماید . بدین سان دیگر هرگز ژرفای استراتزیک ایران اسلامی رخ نمون نگردیده و خود را نشان نخواهد داد . اما آنچه در طی این مدت اتفاق افتاد آن بود که کشور به تباهی و ورشکستگی مطلق رسیده و آثار بحران با نابودی سرمایه های شخصی و فردی در حال نمایش دیگری از این سو مدیریت در اقتصاد جامعه است . مساله ای که در نوشتار نیروی انسانی عامل ورشکستگی کشور به خوبی تبیین گردید .
به هر روی ، لایحه ی هدفمند کردن یارانه ها که مقصد نهایی آن مالیات گرفتن از مردم فقیر و ناتوان ایران است تا به جیب روسیه و دیگر کشور هایی از این قبیل واریز شود ، در آستانه ی تبدیل به کشمکش و شورشی بزرگ در کشور بوده و احتمال گسترش نابسامانی ملی را روز افزون می سازد ، این در حالی است که نمایندگان گروه های قومی ایران در واشنگتن ملاقات ها و رایزنی گسترده ای داشته اند و...
دولت نا خواسته می کوشد بنیان ایران بزرگ را از ریشه و بن بر اندازد ، تجربه ای که در سال 1997 در اندونزی دیده شد ، در سال 1997 در اندونزی با هدفمند کردن یارانه ها به منظور تامین کسری بودجه ی کشور ، شورش های گسترده ای شکل گرفت که به فروپاشی و انهدام دولت ختم شد ( جهانی سازی .... نوشته ی جوزف استیگلتیزبرنده ی جایزه ی نوبل در اقتصاد ) آیا یک نفر در هیات دولت محترم نیست که بگوید ، چه بلایی از این رهگذر بر سر کشور خواهد آمد ؟ آیا باید تاوان فقدان بهره وری و کارآیی دیوانسالاری اختاپوسی ایران اسلامی را که در ظرف سی سال بیش از 10 برابر بزرگتر و کارآمدی آن بیش از 80 درصد کاهش یافته و هزینه های بولیوی و ... روسیه وحماس و... را ملت ایران با مالیات های جان کاه بدهد، هزینه ی قدرت نمایی دولت ایران بر عهده مردم بیچاره است ؟ آیا کسی نیست حداقل به کتاب های مختلف در این مورد نگاهی از باب پیشگیری داشته باشد ؟
انرژی اتمی به فرض درست بودن گفته های سعید های صحاف راست باشد ، اصلا ما درصدد بمب های اتمی نباشیم ، مطلقا بمب های اتمی قاچاق را نخریده باشیم ، بمبی اتمی هم در دوره ی فروپاشی بلوک شرق به ایران آورده نشده باشد آیا هزینه ای که مردم ایران در حال دادن آن هستند ارزش آن را دارد که این چنین خوار و زمین گیر شود . در کجای دنیا حاکمیتی به این بی شرافتی ، دروغ گویی و بی هدفی پیدا می شود ؟
دیگر زمان مسامحه و شوخ انگاری کودکانه نیست ، آنچه در شرف وقوع است ، نابود سازی کشور است ، نابود سازی ایی که فقط مردم ایران تاوان آن را نخواهند داد ، بلکه جهان با آن در گیر شده و تمام منطقه به چالش کشیده خواهد شد . از آن سوی مدیریت ایران به سبب رفتار ها و کردارها ، جایی برای ماندن در دنیا ندارد ، هیچ کشوری این گروه را پناه نخواهد داد و این به معنایی آن است که باید برای بقا خویش مدیریت تلاش کند تا کشور فرو نپاشد و...جنگی داخلی وشورشی ویرانگر و غیر دمکراتیک از نوع جنبش سبز آن سبب فرار آنها نشود ، آیا کسی هست در ساختار مدیریتی که اندکی در این مورد بیندیشد ؟